شرح وظایف معاون پرورشی
معاونین و مربیان محترم پرورشی و تربیت بدنی مدارس مطالعه
بفرمایند!!!!!!!!!!!!!
معاونین و مربیان محترم پرورشی و تربیت بدنی مدارس مطالعه
بفرمایند!!!!!!!!!!!!!
درآمد
بحث از آئین و روش زندگی در ادیان الهی یا بشری، به مفهوم عام، از دیرباز مطرح بوده است؛ اما موضوع «سبک زندگی» به عنوان یک اصطلاح، در گذشته به صورت مستقل مطرح نبوده بلکه بخشی از محتوای آن (با تسامح در معنی) در ضمن مسائل دیگر مانند آئین و آداب زندگی، برنامه زندگی و... عنوان شده است.
خاستگاه بحث «سبک زندگی» با این عنوان خاص، به عالم غرب بر می گردد؛ که از عمر آن حدود صد و اندی سال می گذرد. این مفهوم در آغاز با مباحث طبقه و منزلت اجتماعی پیوند خورده بود. در اوائل قرن بیستم، از یک سو «سبک زندگی» فرصت تبیین هایی غیر مارکسیستی را فراهم کرد و از سوی دیگر بسیاری از جامعه شناسان، این اصطلاح را گویاتر از شاخصه های رایج در مطالعه طبقه بندی اجتماعی دانستند. در غرب کار هایی در این موضوع صورت پذیرفته که به عنوان نمونه می توان به دیدگاه های آدلر، وبلن، زیمل، هوتن، کانل و بوردیو اشاره کرد؛ که برخی از آن ها به طور صریح و برخی دیگر تلویحاً این موضوع را مورد مطالعه و ملاحظه قرار داده اند. طرح علمی این موضوع برای نخستین بار در روان شناسی، از سوی آلفرد آدلر بود و سپس پیروان او آن را گسترش دادند.
«سبک زندگی» از دهه 1990میلادی مورد اقبال بیشتری قرار گرفت و آثار و مقالات مختلفی با رویکرد های متمایز در این زمینه به رشته تحریر درآمده است. برخی آثار مکتوب فارسی نیز در این زمینه منتشر شده است.
درآمد
بی تردید، معارف اخلاقی اسلام، گستره وسیعی از زندگی انسان را فرا می گیرد و پرداختن به بحث پردامنه ای همچون سبک زندگی که همه ابعاد حیات انسانی را شامل می شود، بدون ورود به مبحث اخلاق و واکاوی مبانی اخلاقی ـ اسلامی سلوک زندگی، ناقص و ناکارآمد خواهد بود. به دلیل وسعت مباحث اخلاقی مرتبط با سبک زندگی، در این مقاله بیشتر به مسائل انسان شناختی پرداخته خواهد شد.
طرح مسئله
پرسش اصلی در بحث از سبک زندگی این است که «چرا انسان با اینکه به بسیاری از بایسته ها، مسئولیت ها و ارزش های زندگی فردی و اجتماعی آگاهی دارد، نمی تواند در موقعیت های مناسب به آن ها عمل کند و گرفتار هنجارشکنی های اخلاقی- اجتماعی می شود؟»
برای پاسخ اجمالی به این مسئله باید نخست به شناسایی شئون مختلف جسم و جان انسان پرداخت و سپس به تقسیم بندی انسان ها براساس آن ها توجه کرد و در نهایت، رابطه متقابل آن ها را با گفتار، رفتار و کردار انسان ـ که حیثیات مختلف سبک زندگی انسانی را تشکیل می دهند ـ تجزیه و تحلیل کرد.

آنتونی گیدنز جامعه شناس مشهور مینویسد: «در گذشته سه غول فكری جامعه شناسی یعنی ماركس، دوركیم و ماكس وبر با كم و بیش اختلافاتی فرایند عمومی جهانی را به سمت سكولاریزاسیون و به حاشیه رفتن دین میدیدند؛ ولی از آغاز دهه هشتاد و با انقلاب اسلامی ایران، شاهد تحقق عكس این قضیه هستیم؛ یعنی فرایند عمومی جهان روند معكوسی را آغاز و به سمت دینی شدن پیش میرود...».

نهم ربیع الاوّل سالروز آغاز امامت حضرت ولیّ عصر ، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف بر منتظران ظهور تهنیت باد .
*******
بیا عصاره ی حیدر، بیا چکیده ی زهرا
بیا که بوی رسولی ، بیا که نور خدایی
شب غریبی مان می شودبه یاد تو روشن
تویی که در همه شبها چراغ خانه مایی
******
بیا دو باره پاک کن زجاده ها غبار را
به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را!
تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو
بیا و پاک کن زدل حدیث انتظار را!

هشتم ربیع الاول سالروز شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان
امامت و ولایت
حضرت امام حسن العسکری علیه السلام
را به پیشگاه آقا امام زمان عجل ا... تعالی فرجه ، مقام معظم رهبری مدّظله العالی و شیعیان جهان تسلیت می گوییم.

شب اوّل:
این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مؤمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در بسترش آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهاى برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) را بکشند، على(علیه السلام) را دیدند که از آن بستر برخاست! بدین سان، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در فرصتى مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و على(علیه السلام) نیز با این فداکارى، عشق و علاقه و برادرى خود را نسبت به رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نشان داد; این در حالى بود که هر زمان ممکن بود کسى را که در بستر خوابیده به قتل برسانند.
آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ; بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1) در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)
سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.
روز هشتم:
در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن العسکری ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.
روز دهم:
روز ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبرى(علیها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.
روز دوازدهم:
این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)است.
همچنین در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(6) و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 است.
شب هفدهم:
طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلى الله علیه وآله) است و شب بسیار مبارکى است.
همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.
روز هفدهم:
همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است. (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند.
همچنین در چنین روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(13)
ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)است، ولى از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.
از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز مى باشد; در مجموع از ماههاى بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند.
باسلام
با تشکر از همکاران ارجمند سرکار خانم پور سینا و جناب آقای یاران که طی سال های قبل در ساخت این وبلاگ و تغذیه مطالب مورد اقبال همکاران عزیز که به تدریس درس پرورشی در مدارس ناحیه مشغول هستند و بدینوسیله محضر آنان صمیمانه عرض سلام و خسته نباشید دارم ؛ مطالبی که در سال تحصیلی 93-92 در این وبلاگ درج خواهد شد با مدیریت سرگروه جدید انجام خواهد گرفت . لذا از همکاران ارجمند استمداد دارد ضمن ارتباط با گروه پرورشی ناحیه در این امر مهم همکاری داشته باشند.
امامی - سرگروه درس پرورشی دوره متوسطه اول ناحیه ۲ اصفهان
«حجر بن عدی» که بود؟
اقدام حجر پیش از ضربتخوردن امیرالمؤمنین(ع)
سخن معاویه پس از شهادت حجر
مزار «حجر بن عدی» از صحابه پیامبر و پیروان ولایت حضرت علی(ع) که در منطقه 'عدرا' در نزدیکی دمشق قرار دارد، روز پنج شنبه توسط تروریست های سوری نبش قبر شد.
برای آشنایی با شهید «حجر بن عدی»، گلچینی از کتاب «آشنایی با اسوهها» نوشته حجت الاسلام جواد محدثی درباره وی را بخوانید.
شناخت اجمالی
«حجر»در حوادث تاریخی
مزار «حجر بن عدی» پیش از تخریب
حجر هنگام ضربتخوردن امیرالمؤمنین(ع)
دستگیری حجر توسط ابنزیاد
قبر تخریب شده «حجربن عدی» توسط وهابیون و تروریست های سوری
در شهادتگاه «مَرجُ العذراء»
سخن معاویه پس از شهادت حجر بن عدی
دبستان شهید صدر ارحامی
با صدور بیانیهای ویران کردن مقبره صحابی بزرگ حُجر بن عَدی به دست عده ای جاهل و نادان را محکوم کرد متن این بیانیه بدین شرح است :یار ديگر فاجعهاى در جهان اسلام رخ داد و عده ای مزدور به قبه و بارگاه صحابى بزرگ پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و يار وفادار اميرمؤمنان على(علیه السلام)، حُجر بن عَدى آن مرد زاهد و عابد و شجاع كه در برابر طغيانگران زمان خود قيام كرد و در نقطهاى نزديك دمشق به نام مَرجِ العَذراء» به دست نا اهلان شهيد و در همانجا به خاك سپرده شد، حمله كرده و بارگاه او را ويران كردند و حتى قبر او را نيز نبش نمودند که نبش قبر گناهی است نابخشیدنی ، ما اين جنايت بزرگ را شديدآ محكوم مىكنيم و هرگز جامعه اسلامى مخصوصآ محبان صحابه آن را فراموش نخواهند كرد و قطعآ اين جنايتكاران كوردل به سزاى اعمالشان به زودى خواهند رسيد
جا دارد مسلمانان این جنایت عظیم را نکوهش نموده و علما جهان اسلام با بیان وقاحت این جنایات از تکرار آن جلوگیری نمایند و قطقا این دسیسه دشمنان اسلام در عصر بیداری اسلامی است
هفته بزرگداشت مقام معلم بر
فرهنگیان و دانش آموزان عزیز مبارک
باد.
امورتربیتی اداره ن.۲ اصفهان
هنگامی که بهار را نظاره میکنید زیاد
از قیامت یاد کنید.!
گفت پیغمبر به اصحاب کبار تن مپوشانید از باد بهار
کانچه را با این درختان میکند با تن و جان شما آن میکند.
بهاری باشید.
معلم ای بهار سبز بینش
تویی سرور به خلق آفرینش
هفته گرامیداشت مقام معلم را به
رزمندگان سنگر علم و دانش تبریک
عرض مینماییم.
به مناسبت ۸ اسفند سالروز تاسیس نهاد امور تربیتی و تربیت اسلامی
تعدادی از معاونین و مربیان امورتربیتی ناحیه ۲ اصفهان از دیدنیهای شهر
ورزنه و آداب و رسوم مردم این منطقه بازدید به عمل آوردند..........
.jpg)
| ||||
ضجه ی عاجزانه به درگاه خدا برای تعجیل در امر فرج
مرحوم آیتالله بهجت در جواب اینکه چرا به صاحب الزمان(عج) دسترسی نداریم، فرمود: ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

اللهم انا نشکو الیک...
ضجه جهانی برای نجات
بیا دمی بنشین زارزار گریه کنیم
بیاکه که ازغم هجران یارگریه کنیم
زسوز ناله بلبل بهار میآید
بیا برای فراق بهار گریه کنیم
به ندبه امت موسی گرفت حاجت خویش
یک اربعین بنشین تا هزار گریه کنیم
امام صادق علیه السلام فرمودند: «فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی الله اربعین صباحاً فاوحی الله الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأه سنة، هکذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا، فاما اذ لم تکونو فان الامر ینتهی الی منتهاه» ؛ یعنی: «زمانی که عذاب بنی اسرائیل طول کشید، آنان ضجه زدند و چهل صبح به درگاه خدا گریستند و ضجه کردند. پس خداوند پس 170سال در فرج آنان تعجیل کرد و به موسی و هارون وحی نمود که آنان را از فرعون خلاصی بخشند. هم چنین شما اگر چنین کنید، خداوند فرج ما را می رساند و اگر مانند آنان نباشید، امر ظهور به انتهای زمان معین خود میرسد». (تفسیر عیاشی جلد 2 صفحه 154)
دید و بازدید عید
حجتالاسلام محسن قرائتی با تأکید بر اینکه میلیونها دید و بازدید در ایام نوروز انجام میشود، گفت: صلهرحم و دید و بازدید بسیار خوب است اما نباید تنها به آنها اکتفا کنیم بلکه از این فرصت بدست آمده برای انجام کارهای خیر بایستی استفاده کنیم.
وی با اشاره به تعدادی از کارهای خیر که میتوان در ایام نوروز انجام داد، افزود: آشتی و ایجاد صلح و صفا بین افرادی که با یکدیگر قهر بودند، رفع کینه و بخشش یکدیگر از جمله کارهایی است که میتوان در ایام عید نوروز انجام داد.
حجت الاسلام قرائتی با بیان اینکه کتابهایی به طلبهها و دانشجویان هدیه دادهام، افزود: از دانشجویان و طلاب عزیزم خواستم که در پایان جلسات عید نوروز دو دقیقه آخر هر جلسه میهمانی صفحهای از این کتابها را بخوانند تا جلسات دید و بازدید عید رشد علمی و همراه با بصیرت برای میهمانها داشته باشد.
این استاد جلسات درسهایی از قرآن گفت: در قرآن آمده است که در تجارت نباید از یاد خداوند غافل شد، از این رو عید نوروز نیز نباید سبب غفلت از خداوند شود بلکه بایستی حل مشکلات را در پی داشته باشد.
حجت الاسلام قرائتی با اشاره به خانهتکانی در آستانه سال نو افزود: همانطوری که در آستانه سال نو خانهتکانی میکنیم قلبهای خود را از هر کینه و بدخواهی باید پاک کنیم و مساجد را نیز غبارروبی کنیم.
وی با تأکید بر دوری از اسرافکاری در ایام نوروز افزود: رعایت محرم و نامحرم، خواندن نماز اول وقت در دید و بازدیدها باید مورد توجه قرار گیرد.
حجت الاسلام قرائتی با بیان اینکه سال نو را در اماکن مقدس آغاز کنید، افزود: مناسب است در آغاز سال نو در اماکنی چون امامزادهها، مساجد و یا در محضر قرآن باشیم و بخشش و سخاوت را در ایام نوروز و در طول سال فراموش نکنیم.
وی با تأکید بر فواید بخشش و سخاوت از دیدگاه اسلام افزود: بخشش، محبت خداوند و مردم را زیاد و آرامش در دنیا و آخرت، رستگاری و درود پیامبر را به دنبال میآورد.
قرائتی با اشاره به آثار دیگری از بخشش ادامه داد: سخاوت اختلافات طبقاتی، حسادت، رقابت، فحشا و سرقت را در جامعه کم میکند.
استاد درسهای قرآن درباره آداب انفاق و سخاوت گفت: در انفاقنمودن منت نگذاریم و کسی را اذیت نکنیم و همچنین در بخشش و سخاوت از اسراف و زیادهروی دوری کنیم.
|
سحرآموختگان |
|
|
|
تعليم و تربيت |
|
|
|
دانش آموز |
|
|
|
معلم |
|
|
|
استاد مطهري |
|
|
|
جوانان و نوجوانان |
|
|
|
علم و عالم |
|
|
توصيههايي در خصوص آمادهسازي کتابخانه مدارس براي سال تحصيلي جديد
|
|
|
به گزارش روابط عمومي، معاون پرورشي و تربيت بدني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در نشست خبري كه در سالن جلسات سازمان آموزش و پرورش شهر تهران برگزار شد، اظهار داشت: در حوزه ي پرورشي و تربيتبدني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران هيچ فعاليتي بدون برنامهريزي دقيق و مؤثر انجام نميشود. بنيادي بيان كرد: در مجموعه برنامهها و فعاليتهاي پرورشي خلأهايي وجود دارد اما اين خلأها با وجود اتحاديه انجمنهاي اسلامي، بسيج و حوزه علميه برطرف شده است. | |
نوشته شده در تاريخ: دوشنبه 03 اسفند 1388 10:13:25 |
خدا بود و دیگر هیچ نبود
در بسیاری از مدارس، مسابقات کتاب و کتابخوانی برگزار می شود. انتخاب کتاب مناسب و معرفی آن به دانش آموزان، از موضوعاتی است که می بایست با دقت توسط دبیر محترم پرورشی و امور تربیتی و دیگر مسئولان مدرسه بررسی شود.
در این راستا مرکز یادگیری سایت تبیان، به منظور پر بار کردن زنگ های پرورشی در این بخش اقدام به معرفی کتاب هایی مناسب برای دانش آموزان نموده است.
امید است که این پیشنهادات مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.
نام کتاب: خدا بود و دیگر هیچ نبود
نویسنده: شهید دکتر مصطفی چمران
به کوشش: مهدی چمران
ناشر: سازمان چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
چاپ نوزدهم: 1387
معرفی:
این کتاب مناسب رده سنی ه(دوره دبیرستان ) می باشد.
شهید چمران:
عشق هدف حیات و محرک زندگی من است.
و زیباتر از عشق چیزی ندیدم و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.
عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد.
قلب مرا به جوش می آورد.استعداد های نهفته مرا رو می کند.
مرا از خودخواهی و خودبینی می راند.
دنیای دیگری را حس می کنم.در عالم وجود محو می شوم.
احساس لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می کنم.
لرزش ملایم یک سحر،موج دریا، غروب آفتاب همه احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیایی دیگر می برند...
این ها همه و همه از تجلیات عشق است...
به خاطر عشق است که فداکاری می کنم.
به خاطر عشق است که به دنیا بی اعتنایی می کنم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم و او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم.
زندگی پر فراز و نشیب دکتر چمران از مقاطعی گوناگون و حساس شکل گرفته است، شرایط خاص هر مقطع کاملا قابل دقت است.
زمانی در دوران مبارزات ملی شدن صنعت نفت و پس از آن در دوران اختناق بعد از کودتای 28 مرداد، سالیانی چند در آمریکا، سپس در مصر و پس از آن دوران حماسه ساز لبنان، در مرزهای اسرائیل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در وطن و میهن اسلامی خود در مسئولیت ها و ماموریت های مختلف عمر پرجوش و تحرک و انسان ساز خود را سپری ساخت این مقاطع با هم بسیار متفاوتند ولی آن چه که این ادوار را به هم ارتباط می بخشد خط فکری او، اعتقاد خالصانه و شیدایی او برای تکامل روح انسانی و اوج گرفتن ازاین دنیای خاکی و وصول به معشوق و لقای حق بوده است.
او لحظه ای آرام نداشته است خود وقف خدمت به خلق وجهاد در راه خدا نموده و از هیچ کس و هیچ چیز جز خدای تعالی انتظار و ترس و باکی نداشت، سراپا عشق بود، محبت بود،شور بود، تلاش خالصانه بود، مبارزه بود، خودسازی بود، انسان سازی بود، خودسازمان دهی بود، درد و غم و رنج بود، تنهایی و پرواز بود، فریاد بود و بالاخره شهادت بود.
نقش فعالیتهای پرورشی مدرسه در تربيت اجتماعي کودکان و نوجواناندر مکتب اسلا م، همه افراد در همه زمان ها و اعصار به اجتماعي بودن و اجتماعي شدن فرا خوانده مي شوند و روح همياري در قالب اعمال و احکام ديني مورد تاکيد قرار گرفته است و ما بايد کودکان را آن گونه که مکتب به ما سفارش کرده است پرورش دهيم.
خانواده اولين و مهمترين عامل جامعه پذيري فرد محسوب مي شود و مدرسه دومين نهادي است که اين مهم را بر عهده مي گيرد.
البته مفهوم تربيت اجتماعي از قلمرو نهادهاي رسمي مثل خانواده و مدرسه فراتر مي رود و مطبوعات، راديو و تلويزيون و تجارب شخصي را نيز شامل مي شود و ميدان گسترده تري مي يابد.
يک واقعيت رواني و تربيتي اين است که انسان ها، چه به صورت فردي و چه به صورت جمعي، با داشتن آرمان هاي عالي و اهداف بزرگي که از محدوده مسايل عادي و روزمره فراتر رود و در سايه ميل و کششي دروني به سوي کمال، همه نيروهاي خود را به کار مي اندازد و از همه امکانات خويش استفاده مي کنند.
ولي زماني که در جامعه اي آرمان هاي بزرگ به برآوردن حوايج روزمره تبديل مي شود، نوعي انحطاط و سير قهقرايي در جامعه آشکار مي شود و شايد براي جلوگيري از همين انحطاط اجتماعي است که در جوامع مذهبي، هميشه رسيدن به کمال به صورت نيروي محرک و انگيزه فطري اعمال و رفتار انسان ها و به سوي هدفي متعال مورد اعتناست.
در اين گونه جوامع، هميشه دو نمونه و سرمشق زنده تربيتي رفتار کودکان و نوجوانان و عامه مردم را، که معمولا صورت پذير و مقلد هستند، شکل و جهت مي دادند. يکي از اين سرمشق ها، انسان هاي کامل معنوي بودند که به گفته مولوي از هستي يا ذات هستي بهره گرفته بودند و ديگري قهرمانان ملي ميهني که اينان نيز معمولا از صفاتي مانند جوانمردي، فداکاري، شجاعت و گذشت به حد کمال بهره داشتند و از آن جا که معنويت و کمال و فضايل و صفات انساني تمام شدني و محدود نيست، اين سير کمال طلبي و قهرمان دوستي انسان ها در جهت مطلوب مي افتد و در تربيت اجتماعي آنها نقش اساسي مي گيرد.
تربيت اجتماعي و توسعه فرهنگي و اجتماعي
براي اين که تعليم و تربيت از چارچوب محدود مدرسه خارج شود و کارکرد اجتماعي آن در پهنه توسعه اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه روشن شود، بايد تربيت اجتماعي سرلوحه روش ها و آموزش و پرورش قرار گيرد.
دانشآموزان بايد با محيط خود سازگار گردند و چنين تحولي مستلزم اتخاذ روش هاي تربيتي و تغيير در محتويات برنامه هاي آموزش و پرورش است.
مدرسه به تنهايي يکي از وسايل تربيت فرد است و کار آن بايد با تاثير عوامل اجتماعي و نهادهاي مرتبط با اجتماعي شدن فرد (خانواده، گروه، رسانه ها و...) تکميل شود.
ضمن تعليم کودکان در مدارس، بايد اشکال ديگر آموزش مانند مبارزه با بي سوادي، ترويج کشاورزي، شرکت در تعاوني ها، آشنايي با تکنولوژي و علوم و فنون جديد و... نيز وجود داشته باشند تا از اين طريق، زمينه هاي تربيت اجتماعي از تمام جهات گسترش يابد.
هدف هاي رواني و اجتماعي تربيت اجتماعي
1- تقويت وجدان کاري و گسترش و عمق نظم پذيري اجتماعي در تمام پهنه هاي زندگي.
2- تقويت مهارت هاي اجتماعي در قدرت سازگاري با ديگران.
3- تقويت روح همکاري، همدلي، نوع دوستي، گذشت، فداکاري و همزيستي.
4- ايجاد حسن احترام به خود، ديگران و تحمل عقايد ديگران.
5- شناخت اصول، قانونمندي ها و تبعيت از آنها در هنگام برخوردهاي فردي و اجتماعي.
6- گسترش همياري درسي و تحصيل از طريق گروه هاي دانش آموزي.
7- تمرين نقش پذيري، مسووليت پذيري و تن دادن به کارهاي جمعي و تعاون براي پيشبرد اهداف تربيتي.
8- تمرين مشارکت جمعي، تصميم گيري جمعي و مشخصه هاي آن.
9- رفع عوارض رواني اجتماعي در فرآيند تعاملات بين فردي مانند انزواجويي، رقابت هاي تخريب کننده و ترس هاي اجتماعي.
راهبردهاي علمي رشد اجتماعي و تربيت اجتماعي در نظام آموزش و پرورش، از طريق زير حاصل مي شود:
1- نقش پذيريي هاي اجتماعي، آموزش علمي مسايل به صورت نمادين و آموزش نحوه اداره جامعه.
2- ورزش و تربيت بدني، شرکت در گروه هاي ورزشي براي ايجاد ارتباط اجتماعي و روابط متقابل و تعادل در مهارت هاي اجتماعي و برخوردهاي بين فردي.
3- تشکيل گروه ها و تشکل هاي گوناگون (گروه سرود، گروه تئاتر ونمایش، موسيقي، انواع انجمن هاي علمي فرهنگي، هنري و...).(نقش موسیقی وگروه سروددر مدارس را جستجو نمایید)
4- گروه هاي علمي بازديد از موزه ها، منابع طبيعي و...
5- گردش هاي علمي و اردوهاي يک تا چند روزه.
6- ترتيب دادن نمايش هاي فراگير با موضوعات اجتماعي.
پایگاه صالحات - سخنان آیت الله احدی :
مطلبي را به شما عرض ميكنم شايد نشنيده باشيد .جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان ( بيت رهبري ) كه آقاي رييس جمهور نشسته بود،آقاي هاشمي بود ، سران مملكتي بودند ، قوه قضاييه ، همه بودند.آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام كند .همين كه خواست تمام كند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد .
ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله ميكنند كه به عنوان تبرك به ايشان دست بزنند .آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره كنند .
وآن مطلب اين بود :
من همه ساله مكه كه ميرفتم قبل از رفتن به مكه به محضر آيت الله بهاءالديني ميرسيدم و توصيه ميخواستم از ايشان.ايشان به من توصيه هايي ميكرد و من اين توصيه ها را در سفر مكه عمل ميكردم . بعدهم كه داشتم ميامدم ، يك عمامه اي يا چيزي را براي ايشان هديه ميخريدم .
اين دفعه كه رفتم محضر ايشان اين مطلب را فرمودند :
شما وقتي كه ميرويد مسجدالنبي از قسمت جنوب شرقي مسجد ، از آن قسمت هفت قدم ميايد به جلو و قسمت بعدي را هم گفت كه من نميتوانم دقيق به شما بگويم . به خاطر اينكه ايشان اين را به وديعت پيش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد
وقتي كه قدم زدي آمدي جلو رسيدي به آنجا ،آنجا بنشين و اين ذكر سبعه را بگو. اين ذكر را كه گفتي انشاءالله به حوائجت خواهي رسيد .
ذكر سبعه عجيب است ، علامه حسن زاده آملي بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذكار سبعه را دارد كه اينها را از آسيد علي آقا قاضي گرفتند . ذكر سبعه واقعاً يك ذكريست كه معجزه ميكند در نفس انسان عجيب معجزه ميكند .
آقاي صديقي مي گويد ، عرض كردم: آقاي بهاءالديني چه وجهي دارد كه من بايد آنجا بنشينم و اين اذكار سبعه را بگويم. چه وجهي دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .
حالا همه دارند مثل شما گوش ميدهند همه دارند دقت ميكنند آقاي صديقي چه ميخواهد بگويد .
گفت : وجهش اين است كه دارم به شما ميگويم فقط پيش شما بماند .
وقتي كه حضرت زهرا سلام الله عليها آمد براي دفاع از علي ابن ابيطالب عليه السلام بدنش خون آلود بود وقتي كه آمد ، كه داخل مسجد وارد نشد وقتي كه برگشت ديگر توان از او رفت ديگر به گونه اي شد كه ميخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فكر ميكنم كه آن مكان به خون فاطمه سلام الله عليها رسيده است . آنجا حاجتتان را بخواهيد .
فرياد گريه جمعيت بلند شد
بعد آقاي بهاء الديني ميگويد : اين كار را انجام بده .
ايشان ميگويد
من رفتم اينكار را انجام دادم حالا تو نگو آقاي بهاء الديني خودش هم نظر دارد ، نيت دارد ، يا حاجتي دارد .چون خودش مشرف نمي شود .
حالا جالب اين است كه حضار دارند به آقاي صديقي توجه مي كنند ازاعيان شخصيتي مملكت ، و هم آقاياني كه شركت كننده بودند ، ايشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را مي گويد.
گفت : من رفتم مدينه همين كار را انجام دادم ، بعد از اين رفتم مكه ديدم از بلند گو صدا ميزنند : آقاي صديقي دوباره بروند مدينه . من دوباره رفتم مدينه ، چند روزي مدينه ماندم ، وقتي برگشتم به ايران يك عمامه اي خريده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسيدم، تا سلام عليك كردم بدون اينكه حرفي بزنم ،
حاج آقا بهاء الديني فرمودند:
ميداني ثمره ذكر امسال چه بود ؟
گفتم : نه
گفت : نميداني ثمره ذكر امسال چه بود ، نگرفتي؟
گفتم : نه
فرمود : امسال ثمره ذكر شما يكي اين بود كه شما دو بار آمديد مدينه،
گفتم شما مطلعيد من دو بار امسال آمدم مدينه .
گفت : بله آنجائي كه نشسته بوديد ذكر مي گفتيد در آنجا با تو بودم.
اين نوارش دربيت آقا هست،دم در كه مي فروشند ، نوار سه سال قبل فاطميه
بعد برگشت و گفت :
ثمره دوم اينجا بود :
كه تا گفت مجلس به هم پاشيد اينقدرمردم به خودشان زدند وگريه كردند كه آقا تشريف بردند ؛ ديدند كه ديگر نمي شود جمعيت را اداره كرد .
فرمودند : ثمره دوم اين بود كه آن نيتي كه من ميخواستم ، به آن نيت رسيدم ، و آن اين بود
كه امسال مقام معظم رهبري به ديدارامام زمان نائل آمد .
مقام معظم رهبری در جمع کارگزاران نظام ۳/۵/۹۱در باب اهمیت اقتصاد مقاومتی فرمودند:
ما چند سال پيش «اقتصاد مقاومتى» را مطرح كرديم. همهى كسانى كه ناظر مسائل گوناگون بودند، ميتوانستند حدس بزنند كه هدف دشمن، فشار اقتصادى بر كشور است. معلوم بود و طراحىها نشان ميداد كه اينها ميخواهند بر روى اقتصاد كشور متمركز شوند. اقتصاد كشور ما براى آنها نقطهى مهمى است. هدف دشمن اين بود كه بر روى اقتصاد متمركز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشكل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن اين است، و اين محسوس بود؛ اين را انسان ميتوانست مشاهده كند.
من سال ۸۶ در صحن مطهر علىبنموسىالرضا (عليه الصّلاة و السّلام) در سخنرانىِ اول سال گفتم كه اينها دارند مسئلهى اقتصاد را پيگيرى ميكنند؛ بعد هم آدم ميتواند فرض كند كه اين شعارهاى سال حلقههائى بود براى ايجاد يك منظومهى كامل در زمينهى مسائل اقتصاد؛ يعنى اصلاح الگوى مصرف، مسئلهى جلوگيرى از اسراف، مسئلهى همت مضاعف و كار مضاعف، مسئلهى جهاد اقتصادى، و امسال توليد ملى و حمايت از كار و سرمايهى ايرانى. ما اينها را به عنوان شعارهاى زودگذر مطرح نكرديم؛ اينها چيزهائى است كه ميتواند حركت عمومى كشور را در زمينهى اقتصاد ساماندهى كند؛ ميتواند ما را پيش ببرد. ما بايد دنبال اين راه باشيم.
شعر های و دکلمه های زیبا به مناسبت عید فطر
مجموعه اشعار خواندنی و دکلمه های بسیار زیبا ویژه عید سعید فطر

می خواست بهانه ای که پر نور شویم
از هرچه بدی و غیر او دور شویم
یک ماه پر از فرصت برگشتن داد
یک عید فرستاد که مغفور شویم
یک ماه صدا کرد که زیبا باشیم
در هر سحر و شبی چو مولا باشیم
ماه رمضان ماه مهارت ورزی ست
باشد که همیشه مثل حالا باشیم
یک ماه بهشت بر زمین حاکم شد
یک ماه ز عصیان دلمان نادم شد
یا رب نکند دوباره مهجور شویم
یک مژده بده که وصلمان دائم شد
::
::
صبح نشاط دم زد ، فیض سحر مبارک
عیش صبوح مستان ، بر یکدگر مبارک
عید گشاد ابرو ، بربست رخت روزه
این را حضر خجسته ، آن را سفر مبارک
تیغ هلال شوال ، باز از افق علم شد
ماه صیام بشکست ، فتح و ظفر مبارک
وقت سحر موذن ، آهنگ عیش برداشت
بر گوش روزه داران ، این خوش خبر مبارک
انجام خیر دارد ، فکر شراب و ساقی
بحث فقیه و زاهد ، بر خیر و شر مبارک
طبع حکیم و صوفی ، هر کس به طالعی زد
این راست نفع میمون ، آن را ضرر مبارک
::
::
نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد
ساقی از میمنت عید دهد باده صاف
جرعه گیرید چو معشوق به خم رهبر شد
مطربا نغمه عیدانه زن و دست فراز
که ز هر پرده نغزت هله ای دیگر شد
صد کنم شکر بر این عید که از عرش رسید
صد کشم رشک که ایام صیام آخر شد
فرصتی بود که این تیره ی دل صاف شود
نعمتی بود که بر تشنه لبان کوثر شد
آتشی بود که در سردی سوزان وجود
دم گرمی شد و در مجمر دل اخگر شد
وای بر ما که از این جام نگیریم لبی
حیف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد
حالیا عید شد و رونق می افزون گشت
مستی افزون کند این باده چو پر شکر شد
::
::
خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان واین اجازه رابما دادی تاسحرها عاشقانه با تو سخن بگوئیم ودرد دلمان را با تو بگوئیم واکنون روز اول شوال را بر ما عیدگرداندی عید برعاشقان مبارکباد.
::
::
مسعود سعد سلمان :
ای خداوند عید روزه گشای
بر تو فرخنده شد چو فر همای
::
::
خواجه شمس الدین محمد حافظ :
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است
عیر فطر در شعر فارسی
هزاران آفرین بر جانت ای ماه
روان عاشقان قربانت ای ماه
مبارک باد ماه عشق بازان
که بنشینند در ایوانت ای ماه
مبارک باد عید روزه داران
نکویان جهان مهمانت ای ماه
مبارک باد شهر الله اعظم
همایون طالع رخشانت ای ماه
همه مهمان سلطان وجودیم
خوشا بر سفره ی احسانت ای ماه
نزول دفتر عشق و صعودش
شب قدر است در دورانت ای ماه
به شادروان عزت روزه داران
عیان بینند قدر و شانت ای ماه
نصیب روزه داران دیدن یار
در ایوان عظیم الشانت ای ماه
دو شادی روزه داران رافرستند
ز لطف حضرت سبحانت ای ماه
یکی هنگام افطار اندر این دار
دگر در جنت رضوانت ای ماه
مبارک باد عشق روزه داران
که گفت ( الصوم لی ) در شانت ای ماه
دل از روزه شود آیینه ی دوست
در او پیدا رخ جانانت ای ماه
سلام سید سجاد و عباد
نثار طلعت رخشانت ای ماه
الهی قمشه ای
بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد
معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد
بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد
باغ از دی نامحرم سه ماه نمیزدم دم
بر بوی بهار تو از غیب دمید آمد
روزه، رمضان و شب قدر از جمله مفاهیم قرآنى است كه در میان اشعار حافظ خوش نشسته و چون نگینى انگشتر اشعارش را زینت بخشیده است او هم صحبتى با روزه را چون میهمانى عزیز غنیمت و رسیدن عیدش را در خور انعام دادن مىداند.
خواجه شمس الدین محمد معروف به حافظ شیرازی شاعر پرآوازه و غزلسرای قرن هشتم است وی در جوانی به خواندن علوم متداول آن روزگار از قبیل ادبیات عرب، تفسیر، کلام و حکمت پرداخت و در همین ایام به حفظ قرآن کریم روی آورد. از این رو حافظ در درجه از اول یک عالم علم دین است و درجه بعد یک شاعر شیرین سخن که برای بیان مطالب و مفاهیم خویش از غالب شعر که از تاثیر گذاری بیشتری برخوردار است بهره برد تا کلام خویش را با کلام وحی گره زده و جاودانه اش سازد. از این رو او را به لسان الغیب و ترجمان الاسرار ملقب ساخته اند.
شاید به استثنای مولوی و تا حدودی ناصرخسرو هیچ شاعری به اندازه حافظ با قرآن انس و الفت نداشته است.(1) و این در اکثر ابیات دیوانش متبلور است به طوری که کمتر بیتی از این دیوان را می توان سراغ داشت که به آیه، حدیث و تعالیمی از دین مبین اسلام گره نخورده باشد. با این همه او تنها حفظ و خواندن قرآن ودانستن دیگر علوم قرآنی را برای رستگار و جاودانگی کافی نمی داند و عشق را مکمل همه این علوم می داند:
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ / قرآن زبر بخوانی در چارده روایت
چرا که بسیارند کسانی که دیم را دستاویزی برای دستیابی به مطامع خویش ساخته اند و ریا همان چیزی است که حافظ خود را ملزم به مبارزه با آن کرده است تا جایی که چون ملامتیه ننگ بدنامی را به جان خرید و عده ای او را متهم به میخوارگی کرده اند. از منظر او می خوردن و رندی کردن بهتر ازداو تزویر قرار دادن قرآن است:
حافظا می خورو رندی کن و خوش باش ولی / دام تزویر نکن چون دگران قرآن را
از این ابیات که افکار ریا ستیزانه حافظ در مقابل کسانی که دین، مذهب و قرآن را برای فریب خلق به کار بسته اند فراوان است ک هبه اختصار از آن در می گذریم.
از جمله مباحث قرآنی که در اشعار حافظ شیرین سخن خوش نشسته و چون نگینی انگشتری شعرش را زینت بخشیده است مفاهیمی چون: رمضان، روزه و شب قدر است که از جمله زیباترین ابیات در دیوان حافظ را شامل می شود. « حافظ از روزه همانند نماز غالبا به طنز و از پایان گرفتن ماه روزه به شادی یاد می کند.»(2) و این همان مبارزه منفی است که با ریاکاران و روی آوردن به روح دعا، عبادت، نیایش و به طور کلی همه اعمال دینی است.
او قدر و منزلت روزه و رمضان را می داند و به نیکی دریافته است ومی داند که از کرامت این ماه است که چشم حقیقت بین او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد یافت از این رو می گوید:
روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل / صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
او با اشراف به تبعات و دستاوردهای این ماه هم کیشان و رندان و اهل باطن را فرامی خواند که فرصت ماه شعبان را ارج نهاده خو را برای رسیدن ایام ماه رمضان آماده کنند
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید / از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
اگر چه اندیشه عرفانی حافظ و توجه او به عوالم عرفانی او بر هیچ حافظ پژوهی پوشیده نیست اماپاردوکسی در این دست اشعار حافظ وجود دارد که توجه همگان را به خود معطوف ساخته است و حتی گاه افرادی را به اشتباه و داوری سطحی و برداشتهای زمینی از آن انداخته است. اشعار زیر از این گونه اند:
-زان می عشق کران پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
-زان باده که در میکده عشق فروشند / ما را دو سه پیمانه بده گو رمضان باش
-ساقی بیار باده که ماه صیام رفت / در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم / عمری که بی حضور صراحی به جام رفت
-گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست / از می کنند روزه گشا طالبان یار
تقریبا در همه ابیاتی که حافظ از روزه و رمضان سخنی به میان آورده آن را با زهدفروشی و می همراه کرده است. آنچه مسلم است می از جمله مفاهیم بحث برانگیز در اشعار حافظ است که بسیار در مورد آن سخن گفته اند: « این حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفته اند که دو باده در حافظ داریم انگوری و عرفانی یا دو معشوق در دیوان مطرح و مخاطب است زمینی انسانی و آسمانی عرفانی نگارنده به نوع سومی از می و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است که بیشترینه اشعار حافظ در این زمینه سوم است و آن همانا می و معشوق ادبی و کنایی است.»(3)
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست / می ز خمخانه به جوش آمده می باید خواست
توبه زهد فروشان گران جان بگذشت / وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
با توجه با بیت دوم این غزل به نیکی پیداست که این می در مقابل زهد فروشی های مسلمانان ظاهری که دین را حربه ای برای خود قرار داده اند مطرح شد و منظور التفاط به روح و حقیقت روزه و روزه داری است چرا که او نیک می داند که ریا از منفورترین گناهان در پیشگاه خداوند است و انسان باید همه ایام و لحظات را غنیمت بداند نه تنها ماه مقرر شده رمضان و یا در پیش چشمان خلق! این مفهوم در این غزل به روشنی تکرار شده است:
بیا ترک فلک خوان روزه غارت کرد / هلال عید به دو قدح اسارت کرد
ثواب روزه و حج قبول آنکس برد / که خاک میکده عشق را زیارت کرد
از سویی عشق اصل اندیشه حافظ را تشکیل می دهد و در بر خورد شاعر با ماه رمضان و روزه و حتی حج نیز همان نقش همیشگی خود را ایفا می کند و معیار سنجش پیپده ها در شعر او قرار می گیرد پیشتر از خواجه شنیدیم که در زیر گنبد کبود هیچ صدایی خوشتر از صدای عشق نیست و هر انسانی که هنر عشق ورزیدن نیاموخته باشد، به فتوای شاعر جسد متحرکی بیش نیست و می توان بر جنازه وی نماز کرد. حافظ پا را از این مرحله نیزفراتر نهاده و یگانه فریاد رس انسان را عشق دانسته است.(4)مفهوم شعر فوق به مضمونی دیگر در شعر حافظ تکرار شده است و او چون ترجیح بندی دائم در پی تکرار و القای عشق الهی است:
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ / قرآن زبر بخوانی در چارده روایت
او –که عموما همه تعابیر مربوط به روزه را با طنز مخصوص خود در مقابل ریاکاران بکار برده- جز یک مورد از چهار مورد تکرار شب قدر در اشعارش، در بقیه موارد از آن به تجلیل و احترام یاد کرده چرا که خود را را مدیون و مرهون چنین شبی می داند:
-چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر کزین تازه براتم دادند
-در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن / سر خوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
-شب قدری است و طی شد نامه هجر / سلام فیه حتی مطلع الفجر
-آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است / یارب این تاثیر دولت از کدامین کوکب است
1-حافظ نامه، بهاءالدین خرمشاهی،ج1،ص537
2-ذهن و زبان حافظ، بهاءالدین خرمشاهی،ص51
3-تاثیر قرآن وحدیث در ادبیات فارسی، علی اصغر حلبی،ص198
4-شولای رمضان بر جان و زبان حافظ، محمد قراگوزلو، روزنامه