شرح وظایف معاون پرورشی

معاونین و مربیان محترم پرورشی و تربیت بدنی مدارس  مطالعه

 بفرمایند!!!!!!!!!!!!!

ادامه نوشته

سبک زندگی؛ پیشینه، واژه و مفهوم شناسی

درآمد

بحث از آئین و روش زندگی در ادیان الهی یا بشری، به مفهوم عام، از دیرباز مطرح بوده است؛ اما موضوع «سبک زندگی» به عنوان یک اصطلاح، در گذشته به صورت مستقل مطرح نبوده بلکه بخشی از محتوای آن (با تسامح در معنی) در ضمن مسائل دیگر مانند آئین و آداب زندگی، برنامه زندگی و... عنوان شده است.

خاستگاه بحث «سبک زندگی» با این عنوان خاص، به عالم غرب بر می گردد؛ که از عمر آن حدود صد و اندی سال می گذرد. این مفهوم در آغاز با مباحث طبقه و منزلت اجتماعی پیوند خورده بود. در اوائل قرن بیستم، از یک سو «سبک زندگی» فرصت تبیین هایی غیر مارکسیستی را فراهم کرد و از سوی دیگر بسیاری از جامعه شناسان، این اصطلاح را گویاتر از شاخصه های رایج در مطالعه طبقه بندی اجتماعی دانستند. در غرب کار هایی در این موضوع صورت پذیرفته که به عنوان نمونه می توان به دیدگاه های آدلر، وبلن، زیمل، هوتن، کانل و بوردیو اشاره کرد؛ که برخی از آن ها به طور صریح و برخی دیگر تلویحاً این موضوع را مورد مطالعه و ملاحظه قرار داده اند. طرح علمی این موضوع برای نخستین بار در روان شناسی، از سوی آلفرد آدلر بود و سپس پیروان او آن را گسترش دادند.

«سبک زندگی» از دهه 1990میلادی مورد اقبال بیشتری قرار گرفت و آثار و مقالات مختلفی با رویکرد های متمایز در این زمینه به رشته تحریر درآمده است. برخی آثار مکتوب فارسی نیز در این زمینه منتشر شده است.

ادامه نوشته

«سلوک زندگی» مبانی انسان شناختی سبک زندگی

درآمد

بی تردید، معارف اخلاقی اسلام، گستره وسیعی از زندگی انسان را فرا می گیرد و پرداختن به بحث پردامنه ای همچون سبک زندگی که همه ابعاد حیات انسانی را شامل می شود، بدون ورود به مبحث اخلاق و واکاوی مبانی اخلاقی ـ اسلامی سلوک زندگی، ناقص و ناکارآمد خواهد بود. به دلیل وسعت مباحث اخلاقی مرتبط با سبک زندگی، در این مقاله بیشتر به مسائل انسان شناختی پرداخته خواهد شد.

طرح مسئله

پرسش اصلی در بحث از سبک زندگی این است که «چرا انسان با اینکه به بسیاری از بایسته ها، مسئولیت ها و ارزش های زندگی فردی و اجتماعی آگاهی دارد، نمی تواند در موقعیت های مناسب به آن ها عمل کند و گرفتار هنجارشکنی های اخلاقی- اجتماعی می شود؟»

برای پاسخ اجمالی به این مسئله باید نخست به شناسایی شئون مختلف جسم و جان انسان پرداخت و سپس به تقسیم بندی انسان ها براساس آن ها توجه کرد و در نهایت، رابطه متقابل آن ها را با گفتار، رفتار و کردار انسان ـ که حیثیات مختلف سبک زندگی انسانی را تشکیل می دهند ـ تجزیه و تحلیل کرد.

ادامه نوشته

پیرامون تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی ایران

 

آنتونی گیدنز جامعه شناس مشهور می‌نویسد: «در گذشته سه غول فكری جامعه شناسی یعنی ماركس، دوركیم و ماكس وبر با كم و بیش اختلافاتی فرایند عمومی جهانی را به سمت سكولاریزاسیون و به حاشیه رفتن دین می‌دیدند؛ ولی از آغاز دهه هشتاد و با انقلاب اسلامی ایران، شاهد تحقق عكس این قضیه هستیم؛ یعنی فرایند عمومی جهان روند معكوسی را آغاز و به سمت دینی شدن پیش می‌رود...».

ادامه نوشته

نهم ربیع الاوّل سالروز آغاز امامت حضرت ولیّ عصر ، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف بر منتظران ظهور تهنیت باد .  

*******

بیا عصاره ی حیدر، بیا چکیده ی زهرا
بیا که بوی رسولی ، بیا که نور خدایی

شب غریبی مان می شودبه یاد تو روشن
تویی که در همه شبها چراغ خانه مایی

******

بیا دو باره پاک کن زجاده ها غبار را
به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را!

تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو
بیا و پاک کن زدل حدیث انتظار را!

عرض تسلیت

 

 

هشتم ربیع الاول سالروز  شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان

امامت و ولایت

حضرت امام حسن العسکری علیه السلام

را به پیشگاه آقا امام زمان عجل ا... تعالی فرجه ، مقام معظم رهبری      مدّظله العالی و شیعیان جهان تسلیت می گوییم.

مناسبت های مهم ماه ربیع الاول

شب اوّل:



این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مؤمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در بسترش آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهاى برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) را بکشند، على(علیه السلام) را دیدند که از آن بستر برخاست! بدین سان، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در فرصتى مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و على(علیه السلام) نیز با این فداکارى، عشق و علاقه و برادرى خود را نسبت به رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نشان داد; این در حالى بود که هر زمان ممکن بود کسى را که در بستر خوابیده به قتل برسانند.
آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ; بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1) در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)
سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.


روز هشتم:



در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن العسکری ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.

 

روز دهم:



روز ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبرى(علیها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.



روز دوازدهم:



این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)است.
همچنین در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(6) و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 است.



شب هفدهم:



طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلى الله علیه وآله) است و شب بسیار مبارکى است.
همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.



روز هفدهم:



همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است. (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند.
همچنین در چنین روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(13)
ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)است، ولى از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.
از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز مى باشد; در مجموع از ماههاى بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند.

 

 

 

 

 

با عرض سلام و تبریک به مناسبت ماه مبارک ربیع الاول

باسلام

با تشکر از همکاران ارجمند سرکار خانم پور سینا و جناب آقای یاران که طی سال های قبل در ساخت این وبلاگ و تغذیه مطالب مورد اقبال همکاران عزیز که به تدریس درس پرورشی در مدارس ناحیه مشغول هستند و بدینوسیله محضر آنان صمیمانه عرض سلام و خسته نباشید دارم ؛ مطالبی که  در سال تحصیلی 93-92 در این وبلاگ درج خواهد شد با مدیریت سرگروه جدید انجام خواهد گرفت . لذا از همکاران ارجمند استمداد دارد ضمن ارتباط با گروه پرورشی ناحیه در این امر مهم همکاری داشته باشند.

امامی - سرگروه درس پرورشی  دوره متوسطه اول ناحیه ۲ اصفهان

«حجر بن عدی» که بود؟

«حجر بن عدی» که بود؟

 اقدام حجر پیش از ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع)

 سخن معاویه پس از شهادت حجر

مزار «حجر بن عدی» از صحابه پیامبر و پیروان ولایت حضرت علی(ع) که در منطقه 'عدرا' در نزدیکی دمشق قرار دارد، روز پنج شنبه توسط تروریست های سوری نبش قبر شد.

 برای آشنایی با شهید «حجر بن عدی»، گلچینی  از کتاب «آشنایی با اسوه‌ها» نوشته حجت الاسلام جواد محدثی درباره وی را بخوانید.

شناخت اجمالی

  • یکی از قبایلی که در کوفه می‌زیست «کِنده» بود. حجر را به سبب آن که از این قبیله بود، حجر بن عَدی کِندی می‌گفتند. چون اهل خیر بود و قدم در مسیر خیر می‌گذاشت، به «حُجر الخیر» نیز معروف بود.
  • پیش اسلام به دنیا آمده بود؛ اما در سال های آخر عمر رسول خدا(ص) توفیق یافت که مسلمان شود. از این رو، بهره‌گیری وی از حضور پیامبر، چندسالی بیش نبود؛ اما پیوسته در عمر خویش، پیکارگری در راه حق بود. در جنگ قادسیه در زمان خلیفه دوم حضور داشت و فاتح «مَرج عذرا» بود. (1)
  • وی، عابدی پارسا، مجاهدی ظلم‌ستیز، آمر به معروف و ناهی از منکر بود و از پیامبر خدا و امیرمؤمنان حدیث روایت می‌کرد. او شیفته نماز و نیایش، مستجاب الدعوه و از اصحاب برجسته پیامبر خدا (ص) بود. چنان دلباخته زهد و عبادت و نماز و روزه بود که او را «راهب اصحاب محمد» می‌گفتند(2). پیوسته باوضو بود. هرگاه وضو می‌ساخت، به نماز می‌ایستاد. هم در زیبایی چهره، از خوش سیماترین مردان کوفه بود(3) و هم در زیبایی روح و کمال اخلاقی، از نوادر روزگار به شمار می‌رفت.

 «حجر»در حوادث تاریخی

  • حجر بن عدی پس از افتخار شرف‌یابی به محضر رسول خدا(ص) و ایمان آوردن به آیین او، پیوسته در راه گسترش این مکتب و دفاع از آن می‌کوشید، سخنان پیامبر را می‌شنید و به دیگران می‌رساند. چون در عراق می‌زیست، از حوادث مدینه که مرکز خلافت بود، کمی دور بود؛ اما در جریان حق و باطل بی‌تفاوت نبود.
  • وقتی یار پارسا و انقلابی پیامبر، ابوذر غفاری را به «رَبَذه» تبعید کردند و آن بزرگ‌مرد در تبعیدگاهش غریبانه به شهادت رسید، حجر بن عدی و مالک اشتر از جمله کسانی بودند که شاهد جان‌باختن ابوذر بودند و بر پیکر آن صحابی نستوه، نماز خواندند. (4)
  • موضع سیاسی حجر، جانبداری از حق مجسم در وجود علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام بود و با حکمان غاصب هرگز کنار نیامد و در اعلام مواضع خویش بی‌پروا بود و سازش کاری نداشت.
  • وی شاهد ماجراهای تلخ آن روزگار در عرصه خلافت و حکومت بود و خون دل می‌خورد، تا آن که پس از کشته شدن عثمان، حجر بن عدی فرصت را مغتنم شمرد و در جبهه نورانی علوی، همه ظرفیت وجودی خویش را به کار گرفت و با همه توان به میدان آمد. حتی در عرصه فرهنگ دینی و نقل حدیث نیز از راویان معتبری به شمار می‌آمد که تنها از علی(ع) روایت می‌کرد، نه از دیگران! و در سروده‌های خویش حتی در میدان جنگ جمل، علی علیه السلام را وصی راستین پیامبر خدا معرفی می‌کرد و از خداوند متعال، سلامتی آن وجود پربرکت و هدایتگر را که ولی خدا و وصی پیامبر بود، مسئلت می‌کرد.
  • جبهه نبرد صفین، موقعیت دیگر بود که حجر توانست با حمایت از امام خویش، جوهره ناب ایمان خود را به نمایش بگذارد. امام، او را فرمانده قبیله‌اش کنده قرار داد. (5)
  • در نبرد نهروان(جنگ باخوارج)، حضرت علی(ع) به سبب رشادت و اخلاص و کاردانی حجر بن عدی، او را به فرماندهی جناح راست خویش گماشت. (6)

 مزار «حجر بن عدی» پیش از تخریب

 

حجر هنگام ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع)

  • وقتی ابن ملجم و وردان و شبیب، برای کشتن حضرت علی(ع) همدست شدند، تصمیم خود را با اشعث بن قیس در میان گذاشتند. او که از دشمنان کینه توز خاندان پیامبر بود و در همه دسیسه ها دست داشت، با آنان همکاری کرد و در آن شب شوم که علی(ع) ضربت خورد، در آن توطئه همدست آنان بود.
  • آن شب، حجربن عدی در مسجد خوابیده بود. شنید که اشعث به ابن ملجم می‌گفت: زودباش، بجنب، وگرنه روشنی صبح رسوایت می‌سازد. حجر از این گفت و گو احساس خطر و توطئه کرد. به سرعت از مسجد بیرون آمد و به سمت خانه علی علیه السلام روان شد تا آن حضرت را از خطری که در کمین او است آگاه سازد. از مسجد به خانه علی علیه السلام دو را بود. حجربن عدی از یک راه به سوی خانه امام روان شد و امام از مسیر دیگری راه مسجد را در پیش گرفت و به هم بر نخوردند و... آن حادثه واقع شد و حجر و دیگران، وقتی به مسجد رسیدند که کار از کار گذشته بود و می‌گفتند: علی کشته شد! (7)

  دستگیری حجر توسط ابن‌زیاد

  • پس از مرگ مغیره والی کوفه، زیاد بن ابیه به ولایت کوفه منصوب شد. بصره را نیز تحت فرمان داشت. شش ماه از سال در کوفه می‌ماند، شش ماه دیگر را در بصره.اولین بار که زیاد به عنوان والی وارد کوفه شد، سخنرانی تند و تهدیدآمیزی بر ضد مخالفان کرد. بارزترین چهره مخالف، حجربن عدی بود. در سال‌ها پیش، حجر و ابن‌زیاد با هم دوست و همفکر بودند، ولی زیاد به امویان پیوست.
  • حجر را خوب میشناخت و از سوابقش خبر داشت. حجر را به حضور طلبید و ابتدا با وی به نرمی سخن گفت و افزود: می‌دانم که با مغیره چه رفتاری داشتی و او تو را تحمل میکرد؛ ولی من مثل او نیستم. میدانی که زمانی دوستدار علی(ع) و دشمن معاویه بودم؛ اما آن روزگار گذشته است. امروز به جای آن، دوستی و رابطه با معاویه در دل من است. زبان خود را نگهدار، در خانه‌ات بنشین، هرچه نیاز داشتی بخواه، ولی مواظب خودت باش، مبادا کاری کنی که دستم را به خونت بیالایم! (8)
  • زیاد پس از مدتی تصمیم گرفت به بصره برگردد. عمروبن حریث به جانشینی خود گماشت و عزم سفر کرد؛ ولی چون از شورش حجر و مبارزه اش بیمناک بود، به او پیشنهاد کرد که با وی به بصره رود. حجر نپذیرفت و گفت: بیمارم، نمی‌توانم با تو بیایم.
  • او رفت و عمر بن حریث به جای او بر مسند نشست. ولی نبض کوفه در دست حجربن عدی و یارانش بود و نمی‌گذاشتند کارها طبق دلخواه والی پیش برود. کارگزار زیاد هم قضیه به زیاد نوشت و از او یاری خواست.
  • حجر و یارانش در مسجد کوفه مینشستند و مراقب اوضاع بودند. یک بار که عمربن حریث روز جمعه بر منبر رفت تا خطبه بخواند، به سویش سنگ‌ریزه پرتاب کردند. ناچار پایین آمد و به قصر رفت و در را به روی خود بست و جریان را به زیاد گزارش کرد. زیاد از وضع کوفه نگران شد و به کوفه آمد و در مسجد سخنرانی تند و تهدیدآمیزی کرد. آنان را که به عمرو سنگ پرتاب کرده بودند، شناسایی کرد و انگشتانشان را برید.
  • یک بار که زیاد در سخنرانی‌اش مکرر از معاویه به عنوان «امیرالمؤمنین» یاد کرد، حجربن عدی که این لقب را ویژه و شایسته حضرت علی(ع) می‌دانست نه معاویه، به زیاد اعتراض کرد و گفت: دروغ می‌گویی، چنان نیست. این صحنه بار دیگر تکرار شد. حجر، مشتی ریگ بر داشت و به سوی او پرتاب کرد و گفت: دروغ می‌گویی، لعنت خدا بر تو! زیاد از منبر پایین آمد، نماز خواند سپس به قصر رفت، حجر هم به خانه‌اش بازگشت. زیاد، سوارانی را برای دستگیری یا احضار حجر فرستاد. درگیری‌هایی چند میان یاران حجر و سوران زیاد در گرفت؛ ولی حاضر نشد پیش زیاد برود. زیاد، این ماجرا را نیز به معاویه نوشت... .معاویه هم در پاسخ نوشت: او را دستگیر کرده، به شام بفرست (9)
  • ... حجر، با یاران اندکی در مسجد ماند. مأموران به سوی او آمدند تا نزد زیاد ببرند، هواداران حجر، او را در میان گرفتند و از یکی از درهای مسجد بیرون بردند. میان آن دو گروه درگیری پیش آمد؛ اما حجربن عدی از صحنه خارج شد و خود را به قبیله آزاد رساند و شبانه روز آن جا ماند. (10) از آن پس پنهان شد، چون می‌دانست که زیاد، دست از او بر نخواهد داشت.
  • اولین کسی که از بزرگان کوفه به دیدار زیاد رفت، محمدبن اشعث بود. زیاد از او خواست که برود و حجر را نزد او آورد. هر چه بهانه آورد که میان من و حجر رابطه‌ای نیست، زیاد نپذیرفت و تهدید کرد که اگر او را نیابی و نیاوری، شکمت را پاره خواهم کرد. محمدبن اشعث، غمگین و نگران بیرون رفت. در راه جریربن عبدالله را دید و از او کمک خواست. جریر نزد زیاد وساطت کرد که به محمدبن اشعث کاری نداشته باش، من خودم حجربن عدی را نزد تو خواهم آورد. او هم پذیرفت؛ ولی تهدید کرد که او را حاضر نکنی خودت را قطعه قطعه خواهم کرد. او سه روز مهلت خواست. نزد حجر رفت. دوازده تن از یاران حجر نیز با او بودند. حجر به این شرط پذیرفت نزد زیاد برود که او قول دهد که او را نزد معاویه بفرستد، تا هر چه نظر او باشد عملی شود. (11) حجر، 10 شب در زندان بود، (12) یاران حجر نیز مخفی شدند. زیاد، با تلاش بسیار و با کمک چهره‌های سرشناس کوفه و قبایل اطراف، توانست دوازده نفر از آنان را دستگیر کرده و به زندان افکند.
  • پیش از آنکه آنان را به شام بفرستد، استشهادی بر ضد آنان فراهم کرد و سران کوفه را واداشت تا امضا کنند. گروهی از مردم را هم وادار کرد آن متن را تأیید کنند، نوعی پرونده‌سازی برای از میان برداشتن یک مخالف!
  • وقتی پرونده‌سازی تکمیل شد، حجر و یارانش را با غل و زنجیر از زندان بیرون آوردند، و با همراهی نزدیک به یکصد نفر از مطمئن‌ترین سربازان و چند چهره دیگر، برای گواهی دادن نزد معاویه آماده حرکت به سوی شام کردند.گروهی که زیاد به شام فرستاده بود، چهارده نفر بودند.
  • .در مجلسی که معاویه درباره آنان تصمیم می‌گرفت، برخی به وساطت پرداختند و درباره تعدادی از آنان در خواست آزادی کردند. معاویه، 6 نفر از آنان را به سبب در خواست 6 نفر از یارانش که با آن زندانیان دوستی یا خویشاوندی داشتند، بخشید و دستور داد آزادشان کنند.
  • مالک بن هبیره هم در خواست کرد که پسر عمویم حجر را هم به خاطر من ببخش. معاویه گفت: او سر کرده گروه است و اگر رهایش کنم، دوباره به کوفه رفته آشوب میکند، آن گاه مجبور میشویم تو را به عراق بفرستیم تا او را برای ما بیاوری! او هم رنجید و از نزد معاویه رفت و خانه‌نشین شد. (13)
     

قبر تخریب شده «حجربن عدی» توسط وهابیون و تروریست های سوری

 

 در شهادتگاه «مَرجُ العذراء»

  • سرزمین مرج العذراء (منطقه‌ای سرسبز در حدود 20 کیلومتری دمشق) که بازداشتگاه حجر و یاران او شده بود، از جهتی برای حجر بن عدی، عزیز و خاطره‌انگیز بود. در فتح این سرزمین و گسترش دامنه اسلام به آن سامان، حجر بن عدی نقش داشت. در زمان خلیفه دوم آن دیار، آغوش به روی اسلام گشود. وقتی حجر را دست بسته به مرج العذراء آوردند و نام آن جا را پرسید و فهمید، گفت: من اولین مسلمانی بودم که در این منطقه تکبیر گفتم و خدا را یاد کردم، اینک دست بسته و اسیر مرا به این جا آورده‌اند! (14)
  • بارها از حجر و یارانش خواستند که از امیر المومنین علی(ع) بیزاری بجویند تا آزاد شوند؛ ولی آنان زیر باز نرفتند و پذیرای شهادت در راه عشق مولا شدند. قبرهایی برای آنان کندند، کفن‌هایشان را آماده ساختند. حجر گفت: مثل این که کافریم، ما را می‌کشند و مثل آن که مسلمانیم، ما را کفن می‌کنند! (15)
  • مأموران آماده شدند که آنان را به قتل برسانند.هدبة بن فیاض، مأموریت داشت حجر بن عدی را گردن بزند.
  • طبق برخی نقل‌ها، فرزند حجر به نام «همّام» نیز همراه پدر بود. حجر به جلاد گفت: اگر به کشتن پسرم همام نیز مأموریت داری، او را زودتر از من به قتل برسان. جلاد نیز چنین کرد. وقتی به حجر گفته شد چرا چنین خواستی و داغدار فرزند نوجوان خویش شدی، گفت: ترسیدم وقتی شمشیر را بر گردن من ببیند وحشت کند و دست از ولای امیرالمؤمنین بردارد و در نتیجه، در روز قیامت من و او در بهشت برین که خداوند به صابران وعده داده است، همراه هم نباشیم.شهادت حجر بن عدی و یارانش در سال 51 هجری بود.

سخن معاویه پس از شهادت حجر بن عدی

  • پس از شهادت حجر عده‌ای از چاپلوسان دربار معاویه، به او تبریک گفتند که یکی از سرسخت ترین دشمنانش در کوفه از میان رفت؛ اما در همان مجلس، سخن از صلابت و پایداری حجر بود و لحظات قبل از شهادتش را بازگو می‌کردند. معاویه لب به سخن گشود و گفت: اگر من در میان یارانم چند نفر همچون حجر داشتم، دامنه حکومت امویان را تا همه جای دنیا می‌گستراندم؛ ولی... حیف و هیهات! کجا من امثال حجر را دارم؟ کسانی که در راه باورهایشان با تمام صلابت، فداکاری می‌کنند. و پس از درنگی آمیخته به غصه و حسرت گفت: روز من با حجر، بسی طولانی خواهد بود! (16) (اشاره‌ای بود به دادگاه عدل الهی در قیامت).
     پی‌نوشت‌ها:
     (1). نام منطقه ای در شمال دمشق، حجر و یارانش را در همان جا نیز شهید کردند و مدفن آنان نیز همان جاست.(2). حاکم نیشابوری، مستدرک صحیحین، ج 3، ص 468.(3). الاغانی، ج 16، ص 89.(4) ابن حجر، الاصابه، ج 1، ص 329.(5). وقعه صفین، ص 104.(6). ابن اثیر، کامل، ج 3، ص 345.(7). شیخ مفید، ارشاد، ص 17.(8). ابن سعد، طبقات، ج 6، ص 151.(9). الدرجات الرفیعه، سید علی خان، ص 427.(10). ابن اثیر، کامل، ج 2، ص 476.(11). تاریخ ابن عدیم (جلد مربوط به امام حسین و حجر)، ص 144.(12). ابن اثیر، کامل، ج 2، ص 476.(13). ابن اثیر، کامل، ج 3، ص 484.(14). اعیان الشیعه، ج 4، ص 580.(15). الدرجات الرفیعه، ص 428.(16). سید محمد بحر العلوم،، من مدرسه الامام علی علیه السلام، ص 52.

 

 

 

 

 

 

دبستان شهید صدر ارحامی

با صدور بیانیه‌ای ویران کردن مقبره صحابی بزرگ حُجر بن عَدی به دست عده ای جاهل و نادان را محکوم کرد متن این بیانیه بدین شرح است :یار ديگر فاجعه‌اى در جهان اسلام رخ داد و عده ای مزدور  به قبه و بارگاه صحابى بزرگ پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و يار وفادار اميرمؤمنان على(علیه السلام)، حُجر بن عَدى آن مرد زاهد و عابد و شجاع كه در برابر طغيان‌گران زمان خود قيام كرد و در نقطه‌اى نزديك دمشق به نام مَرجِ العَذراء» به دست نا اهلان شهيد و در همانجا به خاك سپرده شد، حمله كرده و بارگاه او را ويران كردند و حتى قبر او را نيز نبش نمودند که نبش قبر گناهی است نابخشیدنی ، ما اين جنايت بزرگ را شديدآ محكوم مى‌كنيم و هرگز جامعه اسلامى مخصوصآ محبان صحابه آن را فراموش نخواهند كرد و قطعآ اين جنايتكاران كوردل به سزاى اعمالشان به زودى خواهند رسيد

جا دارد مسلمانان این جنایت عظیم را نکوهش نموده و علما جهان اسلام  با بیان وقاحت این جنایات از تکرار آن جلوگیری نمایند و قطقا این دسیسه دشمنان اسلام در عصر بیداری اسلامی است

 

مقام معلم

هفته بزرگداشت مقام معلم بر

 

فرهنگیان و دانش آموزان عزیز مبارک

باد.

 امورتربیتی اداره ن.۲ اصفهان

پیام های مناسبتی

هنگامی که بهار را نظاره میکنید زیاد

از قیامت یاد کنید.!

گفت پیغمبر به اصحاب کبار       تن مپوشانید  از  باد  بهار

کانچه را با این درختان میکند     با تن و جان شما آن میکند.

بهاری باشید.

ادامه نوشته

مناسبتها

معلم    ای  بهار  سبز  بینش

تویی سرور به خلق آفرینش

 

هفته گرامیداشت مقام معلم را به

 

رزمندگان سنگر علم و دانش تبریک

 

عرض مینماییم.

مناسبتها

 gol-jashn-aroosi_w.jpg  gol-jashn-aroosi_w.jpg  gol-jashn-aroosi_w.jpg   gol-jashn-aroosi_w.jpg gol-jashn-aroosi_w.jpg

 

    میلاد دخت نبی گرامی اسلامُ میوه باغ نبوت 

 حضرت زهرا  (س) بر پویندگان علم و

دانش مبارک باد. 

گروه پرورشی ناحیه ۲ اصفهان
ادامه نوشته

بازدیدها

به مناسبت ۸ اسفند سالروز تاسیس نهاد امور تربیتی و تربیت اسلامی

تعدادی از معاونین و مربیان امورتربیتی ناحیه ۲ اصفهان از دیدنیهای شهر

ورزنه و آداب و رسوم مردم این منطقه بازدید به عمل آوردند..........

  

نماز چگونه نشاط را هدیه می‌كند

از چگونه نشاط را هدیه می‌كند 1391-1-15

آرامش و نشاط خواسته گم‌شده انسانهات

نماز چگونه نشاط را هدیه می‌كند

آرامش و نشاط خواسته و گم شده بسیاری از انسانهاست، از این رو آنها از فقدان این دو در زندگی رنج می‌برند، یكی از عوامل از بین برنده نشاط، وجود گناهانی كه انسان‌ها مرتكب شده‌اند و نماز وسیله‌ای برای شستشوی گناهان است.


به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، آرامش و نشاط خواسته و گم شده بسیاری از انسانهاست، از این رو آنها از فقدان آن دو در زندگی رنج می‌برند و هزینه‌های زیادی را برای یافتن آن صرف می‌كنند، یكی از عوامل از بین برنده آرامش و نشاط، وجود گناهانی است كه انسان‌ها مرتكب شده‌اند، حال سوال این است آیا قرآن راهی برای زدودن گناهان بیان كرده است یا نه؟ مركز تخصصی نماز این گونه پاسخ می‌دهد:

در جواب می‌گوییم یكی از بهترین راه‌های شستشوی گناهان، نماز و ارتباط با خداوند است، قرآن می‌فرماید: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرینَ»، «در دو طرف روز و اوایل شب، نماز را برپا دار، چرا كه حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین مى‏برند، این تذكّرى است براى كسانى كه اهل تذكّرند!»، در این آیه یكی از مصادیق روشن حسنات و اعمال نیك نماز ذكر شده است، در روایتی حضرت علی(ع) این آیه را امیدواركننده ترین آیه قرآن شمردند. 

ادامه نوشته

ضجه ی عاجزانه به درگاه خدا برای تعجیل در امر فرج.....

ضجه ی عاجزانه به درگاه خدا برای تعجیل در امر فرج

بسم الله الرحمن الرحیمنسخه چاپيارسال به دوستان

جمعه‌ها با منتظران
پاسخ آیت‌الله بهجت درباره چگونگی دیدار امام زمان(عج)

مرحوم آیت‌الله بهجت در جواب اینکه چرا به صاحب الزمان(عج) دسترسی نداریم، فرمود: ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

خبرگزاری فارس: پاسخ آیت‌الله بهجت درباره چگونگی دیدار امام زمان(عج)



اللهم انا نشکو الیک...

ضجه جهانی برای نجات

بیا دمی بنشین زارزار گریه کنیم

بیاکه که ازغم هجران یارگریه کنیم

زسوز ناله بلبل بهار می‏آید

بیا برای فراق بهار گریه کنیم

به ندبه امت موسی گرفت حاجت خویش

یک اربعین بنشین تا هزار گریه کنیم

امام صادق علیه السلام فرمودند: «فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی الله اربعین صباحاً فاوحی الله الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأه سنة، هکذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا، فاما اذ لم تکونو فان الامر ینتهی الی منتهاه» ؛ یعنی: «زمانی که عذاب بنی اسرائیل طول کشید، آنان ضجه زدند و چهل صبح به درگاه خدا گریستند و ضجه کردند. پس خداوند پس 170سال در فرج آنان تعجیل کرد و به موسی و هارون وحی نمود که آنان را از فرعون خلاصی بخشند. هم چنین شما اگر چنین کنید، خداوند فرج ما را می رساند و اگر مانند آنان نباشید، امر ظهور به انتهای زمان معین خود می‏رسد». (تفسیر عیاشی جلد 2 صفحه 154)

ادامه نوشته

دید و بازدید


دید و بازدید عید

حجت‌الاسلام محسن قرائتی با تأکید بر اینکه میلیون‌ها دید و بازدید در ایام نوروز انجام می‌شود، گفت: صله‌رحم و دید و بازدید بسیار خوب است اما نباید تنها به آنها اکتفا کنیم بلکه از این فرصت بدست آمده برای انجام کارهای خیر بایستی استفاده کنیم.
وی با اشاره به تعدادی از کارهای خیر که می‌توان در ایام نوروز انجام داد، افزود: آشتی و ایجاد صلح و صفا بین افرادی که با یکدیگر قهر بودند، رفع کینه و بخشش یکدیگر از جمله کارهایی است که می‌توان در ایام عید نوروز انجام داد.
حجت الاسلام قرائتی با بیان اینکه کتاب‌هایی به طلبه‌ها و دانشجویان هدیه داده‌ام، افزود: از دانشجویان و طلاب عزیزم خواستم که در پایان جلسات عید نوروز دو دقیقه آخر هر جلسه میهمانی صفحه‌ای از این کتاب‌ها را بخوانند تا جلسات دید و بازدید عید رشد علمی و همراه با بصیرت برای میهمان‌ها داشته باشد.
این استاد جلسات درس‌هایی از قرآن گفت: در قرآن آمده است که در تجارت نباید از یاد خداوند غافل شد، از این رو عید نوروز نیز نباید سبب غفلت از خداوند شود بلکه بایستی حل مشکلات را در پی داشته باشد.
حجت الاسلام قرائتی با اشاره به خانه‌تکانی در آستانه سال نو افزود: همان‌طوری که در آستانه سال نو خانه‌تکانی می‌کنیم قلب‌های خود را از هر کینه و بدخواهی باید پاک کنیم و مساجد را نیز غبارروبی کنیم.
وی با تأکید بر دوری از اسراف‌کاری در ایام نوروز افزود: رعایت محرم و نامحرم، خواندن نماز اول وقت در دید و بازدیدها باید مورد توجه قرار گیرد.
حجت الاسلام قرائتی با بیان اینکه سال نو را در اماکن مقدس آغاز کنید، افزود: مناسب است در آغاز سال نو در اماکنی چون امامزاده‌ها، مساجد و یا در محضر قرآن باشیم و بخشش و سخاوت را در ایام نوروز و در طول سال فراموش نکنیم.
وی با تأکید بر فواید بخشش و سخاوت از دیدگاه اسلام افزود: بخشش، محبت خداوند و مردم را زیاد و آرامش در دنیا و آخرت، رستگاری و درود پیامبر را به دنبال می‌آورد.
قرائتی با اشاره به آثار دیگری از بخشش ادامه داد: سخاوت اختلافات طبقاتی، حسادت، رقابت، فحشا و سرقت را در جامعه کم می‌کند.
استاد درس‌های قرآن درباره آداب انفاق و سخاوت گفت: در انفاق‌نمودن منت نگذاریم و کسی را اذیت نکنیم و همچنین در بخشش و سخاوت از اسراف و زیاده‌روی دوری کنیم.

 

چند شعر دل انگیز بخوان ولذت ببر

سحرآموختگان
مردم ديده به هر سو نگرانند هنوز
چشم در راه تو، صاحب نظرانند هنوز
لاله‏ها، شعله كش از سينه داغند به دشت
در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز
از سراپرده غيبت خبرى باز فرست
كه خبر يافتگان، بى خبرانند هنوز!
آتشى را بزن آبى به رخ سوختگان
كه صدف سوز جهان، بدگهرانند هنوز
پرده‏بردار! كه بيگانه نبيند آن روى
غافل از آينه، اين بى‏بصرانند هنوز!
رهروان در سفر باديه، حيران تواند
با تو آن عهد كه بستند، برآنند هنوز
ذرّه‏ها در طلب طلعت رويت، با مهر
همچنان تاخته چون نوسفرانند هنوز
سحرآموختگانند، كه با رايت صبح
مشعل افروز شب بى‏سحرانند هنوز
طاقت از دست شد، اى مردمك ديده! دمى
پرده بگشاى! كه مردم نگرانند هنوز(1)
.مشفق كاشانى.

***

شيعه يعنى شوق، يعنى انتظار
شيعه يعنى شوق، يعنى انتظار
صاحب آيينه تا صبح بهار
شيعه يعنى صاحب پا در ركاب
تا كه خورشيد افكند رخ از نقاب
فاش مى‏بينم ملائك صف به صف
اين غزل خوانند با تنبور و دف
عشقبازان، شور و حال آمد پديد
ميم و حاى و ميم و دال آمد پديد
شب نشينان ديده را روشن كنيد
آن مه فرخنده حال آمد پديد
آمد آن روزى كه در نا باورى
سرزند از غرب مهر خاورى
راستين مردى رسيد با تيغ كج
شيعيان الصبر مفتاح الفرج
چيست آن تيغ سفيد آفتاب
بى‏گمان لاسيف إلّا ذوالفقار
حيدر از محراب بيرون مى‏زند
شب نشينان را شبيخون مى‏زند
آفتاب، اى آفتاب، اى آفتاب
از نگاه بندگانت رخ متاب
از فروغت ديده ادراك چاك
از فراغت، اشك مدفون زير خاك
آفتاب شيعه از مغرب درآ
بار ديگر سرزن از غار حرا
بت پرستان تركتازى مى‏كنند
با كلام الله بازى مى‏كنند
تيغ بر كش تا تماشايت كنند
تا كه نتوانند حاشايت كنند
پاك كن از دامن دين ننگ را
اين عروسك‏هاى رنگارنگ را
.محمد رضا آقاسى.
 


گلزار زندگى

دل را زبيخودى سر از خود رميدن است
جان را هواى از قفس تن پريدن است
از بيم مرگ نيست كه سر داده‏ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است
دستم نمى‏رسد كه دل از سينه بركنم
بارى علاج شوق، گريبان دريدن است
شامم سيه‏تر است زگيسوى سركشت
خورشيد من برآى كه وقت دميدن است
سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى
مرغ نگه در آرزوى پر كشيدن است
بگرفته آب و رنگ زفيض حضور تو
هرگل در اين چمن كه سزاوار ديدن است
با اهل درد شرح غم خود نمى‏كنم
تقدير قصه دل من ناشنيدن است
آن را كه لب به جام هوس گشت آشنا
روزى «امين» سزا لب حسرت گزيدن است‏(1)
.مقام معظم رهبری.

***

پاى كوبان ز پى نغمه تار آمده‌‏ام‏
دست افشان بسر كوى نگار آمده‌ام‏
بهر آن نیم نگه با دل زار آمده‏ام‏
حاصل عمر اگر نیم نگاهى باشد
جان فزاید كه در این فصل بهار آمده‏ام‏
باده از دست لطیف تو در این فصل بهار
به هواى رخ آن لاله عذار آمده‏ام‏
در میخانه گشائید كه از مسلخ عشق‏
باز رستم، ز پى دیدن یار آمده‏ام‏
جامه زهد دریدم رهم از دام بلا
به صفا پشت و سوى شهر نگار آمده‏ام‏
به تماشاى صفاى رخت اى كعبه دل‏
"امام خمینی(ره)"

تعليم و تربيت

تعليم و تربيت


- هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است، اگر چنانچه خود انسان تربیت نشود ، نمی تواند دیگران را تربیت کند.
- انسان اگر درست بشود همه چیز عالم درست می شود.
- آن قدر که این انسان، این حیوان دوپا، فتنه و فساد می کند هیچ موجود دیگری نمی کند و آن قدری که این حیوان دوپا محتاج به تربیت است هیچ حیوانی محتاج نیست.
- همان طور که هر شخص و هر فردی موظف است که خودش را اصلاح کند، موظف است که دیگران را هم اصلاح کند.
- عالم مدرسه است و معلمین این مدرسه انبیاء و اولیا هستند.
- تمام کتب آسمانی که بر انبیاء نازل شده است، برای این بوده است که این موجودی که اگر سر خود باشد خطرناکترین موجود عالم است، تحت تربیت و تعلیم الهی واقع بشود و بهترین موجودات، و افضل تمام خلایق بشود.
- با تربیت انسان عالَم اصلاح می شود.
- اساس عالم بر تربیت انسان است.
- صدمه هایی که وارد می شود بر مملکت، غالباً از این متفکرین بی پرورش، آموزشهای بی پرورش واقع می شود، عالم را تحصیل می کنند لکن تقوا ندارند.
- تربیت کنید! مهم تربیت است، علم تنها فایده ندارد ، علم تنها مضر است ، آموزشِ تنها فایده ای ندارد، گاهی هم مضر است.
- تربیت و تزکیه مقدم بر تعلیم است.
- کوشش کنید این آموزشی که به مردم می دهید ، جهتدار باشد
- طبقه ای که می خواهند مردم را ارشاد کنند، اینها باید اقوالشان با اعمالشان موافق باشد.
- مسامحه و سهل انگاری در تعلیم و تربیت، خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی و استقلال فرهنگی یک ملت و کشور می باشد و باید از آن احتراز کرد.
- شریفترین شغل در عالم، بزرگ کردن یک بچه است و تحویل دادن یک انسان است به جامعه.
- از این کودکهای امروز، انسانها و دانشمندان فردا درست می شود.
- توجه کنید که دوره مدارس مهمتر از دانشگاه است، چرا که رشد عقلی بچه ها در این دوره شکل می گیرد.
- جزو برنامه تبلیغات مدارس باید « زبان» باشد، زبانهای زنده دنیا، آنهایی که در همه دنیا شایعتر است.
- اصل آمدن پیغمبر برای آموزش و پرورش بوده است.
- پرورش قبل از آموزش است.
- اسلام برای تربیت انسان در همه ابعاد است.
- معلمین آموزش و پرورش اگر خودشان یک پرورش صحیح نداشته باشند و یک تعلیم صحیح نمی توانند جوانها را تعلیم کنند و آموزش بدهند و پرورش بدهند.
- مساجد باید مرکز تربیت صحیح باشد
- تمام انبیاء معلم ها، هستند و تمام بشر دانشجو.
- وظیفه معلم هدایت جامعه است به سوی ا...
- اگر تهذیب در کار نباشد ، علم توحید هم بدرد نمی خورد
- العلم هو الحجاب الاکبر، هرچه انباشته تر شود علم، حتی علم توحید که بالاترین علم است، انباشته شود، در مغز انسان و قلب انسان، انسان را اگر مهذب نباشد از خدای تبارک و تعالی دورتر می کند.
- تا اصلاح نکنید نفوس خود را و از خودتان شروع نکنید و خودتان را تهذیب نکنید شما نمی توانید دیگران را تهذیب کنید.
- قلم و علم و بیان است که می تواند بشر را بسازد، نه مسلسل و نه سایر قوای تخریب کننده.
- ارزش قلم به غایتی است که برای او قلم زده می شود. ارزش مسلسل هم به غایتی است که برای او مسلسل کشیده می شود، اگر این ارزش نهایی نباشد و اگر آن مقصد، مقصد انسانی و الهی نباشد، نه مسلسل آلتی است که به درد بخورد و نه قلم
- خدای تبارک و تعالی علم را یکی از عبادات قرار داده است اگر چنانچه جهت داشته باشد! جهت هم همان است که اقراء باسمک ربک.
- توجه کنید که آموزش بدهید و در ضمن آموزش تربیت کنید.
- باسم ربک، اختصاصی این اسم که رب است، برای اینکه توجه به تربیت را به مردم بدهد باید قرائت کنید و با اسم رب برای تربیت بشر قرائت کنید.
- آنقدر که بشر از قلم های صحیح نفع برده است از چیز دیگر نبرده است ، و آنقدر که ضرر کشیده است، از چیزهای دیگر ضرر نکشیده است.
- قلم به دست گیرید برای تربیت بشر
- اگر کشور ما علم را بیاموزد، ادب را بیاموزد، جهت یابی علم و عمل را بیاموزد ، هیچ قدرتی نمی تواند ، براو حکومت کند.
- عالم مدرسه است و معلمین این مدرسه انبیاء و اولیاء هستند و مربیان این معلمین خدای تبارک و تعالی است.
- تنها راه تربیت و تعلیم راهی است که از ناحیه حق تعالی ارائه می شود و آن تذهیبی است که با تربیت الهی به وسیله انبیا مردم تربیت می شوند و آن علمی است که به وسیله انبیاءبر بشر عرضه می شود و آن علمی است که انسان را به کمال مطلوب خودش می رساند
- همه سعادتهای بشر از علم و ایمان و تزکیه است.
- تمام اختلافاتی که پیدا می شود برای این است که ما تربیت نشده ایم و با تزکیه نشده ایم.
- ما اگر چنانچه خودمان را تربیت بکنیم،مشکلاتمان همه رفع می شود.
- همه مشکلات از این است که ما تربیت نشده ایم یک تربیت الهی ، و تحت بیرق اسلام در نیامده ایم.
- میزان علم را خدای تبارک و تعالی به وسیله انبیاء ذکر فرموده است و واقع مطلب هم همین است که « العلم نور»علم نوری است که خدا در قلوب مردم او را وارد می کند، اگر نورانیت آورد، برای انسان ، این علم است ، اگر چنانچه حجاب شد برای انسان ، آن علم نیست ، آن حجاب است. العلم هو الحجاب الاکبر.
- اگر چنانچه معلم ، یک معلمی باشد که دعوت نور بکند، دعوت به اخلاق صالح بکند، دعوت به ارزشهای انسانی کند، آن ارزشهایی که عندالله ارزش هستند، اگر معلم این کار را بکند همانطوری که انبیاء مردم را از ظلمات به نور می کشانند این معلم هم ، بچه را از ظلمات به نور وارد می کند و همین شغلی است که شغل انبیاء است.
- همه ملتها احتیاج به تربیت و تزکیه دارند، احتیاج به تعلیماتی که از ناحیه انبیاء آمده است دارند.
- ساده اندیشی است که ما گمان کنیم که فقط متخصص میزان است، و علم میزان است، علم الهی هم میزان نیست، علم توحید هم میزان نیست، علم و فقه و فلسفه هم میزان نیست، هیچ علمی میزان نیست،آن علمی میزان است،وآن علمی برای بشر سعادت است که تربیت در او باشد که از مربی القاء شده باشد ، از کسی که تربیت الهی شده است القاء بشود به بشر.
- باید تربیت شما و تربیت معلم، یک تربیت اسلامی باشد و یک تربیت انسانی باشد ، یک تربیت به صراط مستقیم باشد.
- همه انحراف ها و همه گرفتاریهایی که برای یک کشور پیش می آید برای این است که مراکز تعلیم و تعلم شان ، مراکز تذهیب نیست.
- معلم امانت داری است که غیر از همه امانت هاست، انسان امانت اوست.
- شما( معلمین) متصدی هستید که این عالم را به نور برسانید از ظلمات این بچه هایی که نورانی هستند آن نورانیت آنها را شکوفا کنید، شما متصدی یک امر بزرگ هستید، آنها را تربیت اسلامی و صحیح بکنید تا ان شاء الله کشور ما سعادت خودش را پیدا بکند.
- تربیت کنید ، مهم تربیت است.
- باید شما(معلمین)خیلی توجه کنید به این که یک فردی عادی نیستید.شما ها معلم نسلی هستید که در آتیه همه مقدرات کشور به آن نسل سپرده می شود.
- آن قدرکه انسان تربیت شده مفید است برای جوامع،هیچ ملائکه ای و هیچ موجودی اینقدر مفید نیست.
- بچه های ما در هر زمانی،موفق آن زمان باید تربیت بشوند.
- انسان یک موجودی است که با تعلیم و تربیت رشد می کند.
- قرآن ، غنی ترین کتابهای عالم است در تربیت، در تعلیم و تربیت، منتها متخصص لازم دارد.
- با تربیت انسان ،عالم تربیت می شود.
 

 

توصيه‌هايي در خصوص آماده‌سازي کتابخانه مدارس براي سال تحصيلي جديد

توصيه‌هايي در خصوص آماده‌سازي کتابخانه مدارس براي سال تحصيلي جديد


• انجام امور کتابداری بامديريت دانش آموزان با محوریت شورای دانش آموزی آموزشگاه
• پالایش کتاب به منظور حذف كتابهاي مستعمل واز رده خارج در کتابخانه های مدارس
• رنگ آمیزی و فضاسازي کتابخانه ها متناسب برای مطالعه
• تهيه کارت کتابخانه ، دفتر ثبت وارزیابی با نظرو سلیقه منطقه
• تجهيز كتابخانه به سيستم هاي نرم افزاري در صورت امكان
• برنامه ریزی برای هفته کتاب در شروع سال تحصیلی جدید
• ارائه دستورالعمل و ساعات کار کتابخانه به دانش آموزان
• بازگشایی کتابخانه مدارس با اهدای کتاب توسط دانش آموزان به منظور جايگزيني يا افزايش سرانه كتاب
• تبليغات مناسب جهت ترغيب و تشويق دانش آموزان به امر مطالعه و كتابخواني
• تهيه روزنامه هاي كثيرالانتشارو پيش بيني فضايي مناسب جهت استفاده و بهره برداري دانش آموزان از اين روزنامها
• برنامه ريزي و زمان بندي مناسب جهت استفاده دانش آموزان از كتابخواني



معاون پرورشي وتربيت‌بدني سازمان آموزش وپرورش شهرتهران:تعدادشركت كنندگان طرح هجرت،بيش از650هزارنفر



   به گزارش روابط عمومي، معاون پرورشي و تربيت بدني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در نشست خبري كه در سالن جلسات سازمان آموزش و پرورش شهر تهران برگزار شد، اظهار داشت: در حوزه ي پرورشي و تربيت‌بدني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران هيچ فعاليتي بدون برنامه‌ريزي دقيق و مؤثر انجام نمي‌شود. 
  آقاي بنيادي اضافه كرد: برنامه‌هاي آموزش و پرورش شهر تهران در سال جاري اجرايي شده است همچنين در اين دستگاه طرح «هجرت 3» برنامه‌ريزي شده و تعداد شركت كنندگان در اين طرح به بيش از 650 هزار نفر روز رسيده است. 
  وي عنوان كرد: برنامه‌هاي سال 89 را در 4 حوزه بررسي خواهيم كرد و ضعف و قدرت برنامه‌ريزي‌ها را مورد بررسي قرار خواهيم داد و همانند سال جاري برنامه‌هاي داراي مسابقات، خلاقيت و ابتكار را در سطح مدارس شهر تهران برگزار مي‌كنيم.
   معاون پرورشي و تربيت‌بدني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران گفت: اين معاونت 14 ساحت تربيتي را در قالب سي‌دي تعريف كرده و به تمامي مدارس شهر تهران ارسال مي‌كند.
* مباني بهداشت روان حرف اول انديشمندان جهان است 
   بنيادي ادامه داد: هر سخن و عملي در ضرب انديشه مثبت است همچنين مباني بهداشت روان حرف اول انديشمندان جهان بوده و بايد در مدارس به بهداشت روان دانش‌آموزان نيز توجه بسيار شود.
  وي بيان كرد: دغدغه وزير آموزش و پرورش احياي امور تربيتي است زيرا مسئول تربيت دانش‌آموزان امور تربيتي است همچنين امور تربيتي، تمام امور آموزش و پرورش اعم از خانه، مدرسه و معلم را نيز در بر مي‌گيرد.
   معاون پرورشي و تربيت‌بدني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران گفت: امور تربيتي با افراط و انفراد نمي‌تواند فعاليتي را از پيش ببرد اما مي‌تواند پرچمدار هدف اسلام و نظام باشد.
* امسال 20 هزار دانش‌آموز تهراني به اردوي راهيان نور اعزام مي‌شوند
   وي اضافه كرد: پرچم عبد صالح در مدرسه زندگي آغاز شده است و تبديل به سي‌دي شده و ميان 200 مدرسه شهر تهران توزيع شده است همچنين سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در نظر دارد كه پرچم عبدصالح را در 6 هزار مدرسه مديريت كند.
   بنيادي بيان كرد: امسال 20 هزار دانش‌آموز و فرهنگي تهراني در اردوي راهيان نور شركت كرده و از مناطق جنگي بازديد مي‌كنند همچنين سازمان آموزش و پرورش شهر تهران براي دانش‌آموزان زائر در اردوي راهيان نور، برنامه‌‌هاي بسيار مطلوبي را برنامه‌ريزي‌ كرده است.
  وي عنوان كرد: سازمان آموزش و پرورش شهر تهران امسال توانست به طور مطلوب شوراي دانش‌آموزي شهر تهران را مديريت كند همچنين در سال جاري معاونان، مديران و مربيان پرورشي مدارس تهران توانستند فعاليت‌هاي پرورشي و تربيت‌بدني بسياري را براي دانش‌آموزان برگزار كنند.
    معاون پرورشي و تربيت‌بدني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران گفت: بودجه اين معاونت در سال گذشته بيش از يك ميليارد تومان بوده كه امسال اين بودجه به بيش از 2 ميليارد و 800 ميليون تومان افزايش يافته است. 
  وي بيان كرد: آموزش و پرورش شهر تهران در امر بهداشت با كمبود نيرو مواجه است همچنين اين دستگاه داراي يك هزار و 500 مشاور بوده كه در مقطع متوسطه مشغول به خدمت هستند.
   وي افزود: آموزش و پرورش شهر تهران داراي يك هزار و 600 مربي تربيت‌بدني است همچنين در مجموعه خانواده امور تربيتي شهر تهران 10 هزار نيروي انساني مشغول به خدمت هستند.

  بنيادي بيان كرد: در مجموعه برنامه‌‌ها و فعاليت‌هاي پرورشي خلأ‌هايي وجود دارد اما اين خلأ‌ها با وجود اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي، بسيج و حوزه علميه برطرف شده است.
* تاكنون هيچ مدرسه‌اي در تهران بدون مربي تربيت‌بدني نبوده است
معاون پرورشي و تربيت‌بدني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران گفت: بيشترين دانش‌آموزان تهراني در منطقه 4 تهران و كمترين دانش‌آموزان در منطقه 13 شهر تهران مشغول به تحصيل هستند.
  وي اضافه كرد: سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در مقطع ابتدايي نيازمند نيروي انساني است همچنين تاكنون هيچ مدرسه‌اي در شهر تهران بدون مربي تربيت‌بدني نبوده است.
   بنيادي بيان كرد: در سازمان آموزش و پرورش شهر تهران 400 مدرسه لازم‌التوجه وجود دارد كه طبق برنامه‌ريزي هاي رئيس سازمان 400 ميليون تومان اعتبار به اين مدارس اختصاص داده شده است.


نوشته شده در تاريخ: دوشنبه 03 اسفند 1388 10:13:25

معرفی کتاب زنگ ژرورشی : خدا بود و دیگر هیچ نبود نویسنده مصطفی چمران

خدا بود و دیگر هیچ نبود

در بسیاری از مدارس، مسابقات کتاب و کتابخوانی برگزار می شود. انتخاب کتاب مناسب و معرفی آن به دانش آموزان، از موضوعاتی است که می بایست با دقت توسط دبیر محترم پرورشی و امور تربیتی و دیگر مسئولان مدرسه بررسی شود.

 در این راستا مرکز یادگیری سایت تبیان،‌ به منظور پر بار کردن زنگ های پرورشی در این بخش اقدام به معرفی کتاب هایی مناسب برای دانش آموزان نموده است.

 امید است که این پیشنهادات مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

 نام کتاب: خدا بود و دیگر هیچ نبود

 نویسنده: شهید دکتر مصطفی چمران

 به کوشش: مهدی چمران

 ناشر: سازمان چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

 چاپ نوزدهم: 1387

 معرفی:

این کتاب مناسب رده سنی ه(دوره دبیرستان ) می باشد.

 شهید چمران:

 عشق هدف حیات و محرک زندگی من است.

 و زیباتر از عشق چیزی ندیدم و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.

 

عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد.

 

قلب مرا به جوش می آورد.استعداد های نهفته مرا رو می کند.

 

مرا از خودخواهی و خودبینی می راند.

 

دنیای دیگری را حس می کنم.در عالم وجود محو می شوم.

 

احساس لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین  پیدا می کنم.

 

لرزش ملایم یک سحر،موج دریا، غروب آفتاب همه احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیایی دیگر می برند...

 

این ها همه و همه از تجلیات عشق است...

 

به خاطر عشق است که فداکاری می کنم.

 

به خاطر عشق است که به دنیا بی اعتنایی می کنم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم و او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم.

 

زندگی پر فراز و نشیب دکتر چمران از مقاطعی گوناگون و حساس شکل گرفته است، شرایط خاص هر مقطع کاملا قابل دقت است.

 

زمانی در دوران مبارزات ملی شدن صنعت نفت  و پس از آن در دوران اختناق بعد از کودتای 28 مرداد، سالیانی چند در آمریکا، سپس در مصر و پس از آن دوران حماسه ساز لبنان، در مرزهای اسرائیل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در وطن و میهن اسلامی خود در مسئولیت ها و ماموریت های مختلف عمر پرجوش و تحرک و انسان ساز خود را سپری ساخت این مقاطع با هم بسیار متفاوتند ولی آن چه که این ادوار را به هم ارتباط می بخشد خط فکری او، اعتقاد خالصانه و شیدایی او برای تکامل روح انسانی و اوج گرفتن ازاین دنیای خاکی و وصول به معشوق و لقای حق بوده است.

 

 

 

او لحظه ای آرام نداشته است خود وقف خدمت به خلق وجهاد در راه خدا نموده و از هیچ کس و هیچ چیز جز خدای تعالی انتظار و ترس و باکی نداشت، سراپا عشق بود، محبت بود،شور بود، تلاش خالصانه بود، مبارزه بود، خودسازی بود، انسان سازی بود، خودسازمان دهی بود، درد و غم و رنج بود، تنهایی و پرواز بود، فریاد بود و بالاخره شهادت بود.

 

 

نقش فعالیتهای پرورشی مدرسه در تربيت اجتماعي کودکان و نوجوانان

نقش فعالیتهای پرورشی مدرسه در تربيت اجتماعي کودکان و نوجواناندر مکتب اسلا م، همه افراد در همه زمان ها و اعصار به اجتماعي بودن و اجتماعي شدن فرا خوانده مي شوند و روح همياري در قالب اعمال و احکام ديني مورد تاکيد قرار گرفته است و ما بايد کودکان را آن گونه که مکتب به ما سفارش کرده است پرورش دهيم.

خانواده اولين و مهمترين عامل جامعه پذيري فرد محسوب مي شود و مدرسه دومين نهادي است که اين مهم را بر عهده مي گيرد.

البته مفهوم تربيت اجتماعي از قلمرو نهادهاي رسمي مثل خانواده و مدرسه فراتر مي رود و مطبوعات، راديو و تلويزيون و تجارب شخصي را نيز شامل مي شود و ميدان گسترده تري مي يابد.

يک واقعيت رواني و تربيتي اين است که انسان ها، چه به صورت فردي و چه به صورت جمعي، با داشتن آرمان هاي عالي و اهداف بزرگي که از محدوده مسايل عادي و روزمره فراتر رود و در سايه ميل و کششي دروني به سوي کمال، همه نيروهاي خود را به کار مي اندازد و از همه امکانات خويش استفاده مي کنند.

ولي زماني که در جامعه اي آرمان هاي بزرگ به برآوردن حوايج روزمره تبديل مي شود، نوعي انحطاط و سير قهقرايي در جامعه آشکار مي شود و شايد براي جلوگيري از همين انحطاط اجتماعي است که در جوامع مذهبي، هميشه رسيدن به کمال به صورت نيروي محرک و انگيزه فطري اعمال و رفتار انسان ها و به سوي هدفي متعال مورد اعتناست.

در اين گونه جوامع، هميشه دو نمونه و سرمشق زنده تربيتي رفتار کودکان و نوجوانان و عامه مردم را، که معمولا  صورت  پذير و مقلد هستند، شکل و جهت مي دادند. يکي از اين سرمشق ها، انسان هاي کامل معنوي بودند که به گفته مولوي از هستي يا ذات هستي بهره گرفته بودند و ديگري قهرمانان ملي ميهني که اينان نيز معمولا  از صفاتي مانند جوانمردي، فداکاري، شجاعت و گذشت به حد کمال بهره داشتند و از آن جا که معنويت و کمال و فضايل و صفات انساني تمام شدني و محدود نيست، اين سير کمال طلبي و قهرمان دوستي انسان ها در جهت مطلوب مي افتد و در تربيت اجتماعي آنها نقش اساسي مي گيرد.

 

تربيت اجتماعي و توسعه فرهنگي و اجتماعي

 

براي اين که تعليم و تربيت از چارچوب محدود مدرسه خارج شود و کارکرد اجتماعي آن در پهنه توسعه اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه روشن شود، بايد تربيت اجتماعي سرلوحه روش ها و آموزش و پرورش قرار گيرد.

دانشآموزان بايد با محيط خود سازگار گردند و چنين تحولي مستلزم اتخاذ روش هاي تربيتي و تغيير در محتويات برنامه هاي آموزش و پرورش است.

مدرسه به تنهايي يکي از وسايل تربيت فرد است و کار آن بايد با تاثير عوامل اجتماعي و نهادهاي مرتبط با اجتماعي شدن فرد (خانواده، گروه، رسانه ها و...) تکميل شود.

ضمن تعليم کودکان در مدارس، بايد اشکال ديگر آموزش مانند مبارزه با بي سوادي، ترويج کشاورزي، شرکت در تعاوني ها، آشنايي با تکنولوژي و علوم و فنون جديد و... نيز وجود داشته باشند تا از اين طريق، زمينه هاي تربيت اجتماعي از تمام جهات گسترش يابد.

 

هدف هاي رواني و اجتماعي تربيت اجتماعي

 

1- تقويت وجدان کاري و گسترش و عمق نظم پذيري اجتماعي در تمام پهنه هاي زندگي.

2- تقويت مهارت هاي اجتماعي در قدرت سازگاري با ديگران.

3- تقويت روح همکاري، همدلي، نوع دوستي، گذشت، فداکاري و همزيستي.

4- ايجاد حسن احترام به خود، ديگران و تحمل عقايد ديگران.

5- شناخت اصول، قانونمندي ها و تبعيت از آنها در هنگام برخوردهاي فردي و اجتماعي.

6- گسترش همياري درسي و تحصيل از طريق گروه هاي دانش آموزي.

7- تمرين نقش پذيري، مسووليت پذيري و تن دادن به کارهاي جمعي و تعاون براي پيشبرد اهداف تربيتي.

8- تمرين مشارکت جمعي، تصميم گيري جمعي و مشخصه هاي آن.

9- رفع عوارض رواني اجتماعي در فرآيند تعاملات بين فردي مانند انزواجويي، رقابت هاي تخريب کننده و ترس هاي اجتماعي.

راهبردهاي علمي رشد اجتماعي و تربيت اجتماعي در نظام آموزش و پرورش، از طريق زير حاصل مي شود:

1- نقش پذيريي هاي اجتماعي، آموزش علمي مسايل به صورت نمادين و آموزش نحوه اداره جامعه.

2- ورزش و تربيت بدني، شرکت در گروه هاي ورزشي براي ايجاد ارتباط اجتماعي و روابط متقابل و تعادل در مهارت هاي اجتماعي و برخوردهاي بين فردي.

3- تشکيل گروه ها و تشکل هاي گوناگون (گروه سرود، گروه تئاتر ونمایش، موسيقي، انواع انجمن هاي علمي فرهنگي، هنري و...).(نقش موسیقی وگروه سروددر مدارس را جستجو نمایید)

4- گروه هاي علمي بازديد از موزه ها، منابع طبيعي و...

5- گردش هاي علمي و اردوهاي يک تا چند روزه.

6- ترتيب دادن نمايش هاي فراگير با موضوعات اجتماعي.

 

تشرف آيت الله خامنه اي محضر مبارك حضرت مهدي

تشرف آيت الله خامنه اي محضر مبارك حضرت مهدي

 

پایگاه صالحات - سخنان آیت الله احدی :

 

مطلبي را به شما عرض ميكنم شايد نشنيده باشيد .جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان ( بيت رهبري ) كه آقاي رييس جمهور نشسته بود،آقاي هاشمي بود ، سران مملكتي بودند ، قوه قضاييه ، همه بودند.آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام كند .همين كه خواست تمام كند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد .

ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله ميكنند كه به عنوان تبرك به ايشان دست بزنند .آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره كنند .

وآن مطلب اين بود :

 

من همه ساله مكه كه ميرفتم قبل از رفتن به مكه به محضر آيت الله بهاءالديني ميرسيدم و توصيه ميخواستم از ايشان.ايشان به من توصيه هايي ميكرد و من اين توصيه ها را در سفر مكه عمل ميكردم . بعدهم كه داشتم ميامدم ، يك عمامه اي يا چيزي را براي ايشان هديه ميخريدم .

اين دفعه كه رفتم محضر ايشان اين مطلب را فرمودند :

شما وقتي كه ميرويد مسجدالنبي از قسمت جنوب شرقي مسجد ، از آن قسمت هفت قدم ميايد به جلو و قسمت بعدي را هم گفت كه من نميتوانم دقيق به شما بگويم . به خاطر اينكه ايشان اين را به وديعت پيش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد

وقتي كه قدم زدي آمدي جلو رسيدي به آنجا ،آنجا بنشين و اين ذكر سبعه را بگو. اين ذكر را كه گفتي انشاءالله به حوائجت خواهي رسيد .

ذكر سبعه عجيب است ، علامه حسن زاده آملي بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذكار سبعه را دارد كه اينها را از آسيد علي آقا قاضي گرفتند . ذكر سبعه واقعاً يك ذكريست كه معجزه ميكند در نفس انسان عجيب معجزه ميكند .

آقاي صديقي مي گويد ، عرض كردم: آقاي بهاءالديني چه وجهي دارد كه من بايد آنجا بنشينم و اين اذكار سبعه را بگويم. چه وجهي دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .

حالا همه دارند مثل شما گوش ميدهند همه دارند دقت ميكنند آقاي صديقي چه ميخواهد بگويد .

گفت : وجهش اين است كه دارم به شما ميگويم فقط پيش شما بماند .

وقتي كه حضرت زهرا سلام الله عليها آمد براي دفاع از علي ابن ابيطالب عليه السلام بدنش خون آلود بود وقتي كه آمد ، كه داخل مسجد وارد نشد وقتي كه برگشت ديگر توان از او رفت ديگر به گونه اي شد كه ميخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فكر ميكنم كه آن مكان به خون فاطمه سلام الله عليها رسيده است . آنجا حاجتتان را بخواهيد .

فرياد گريه جمعيت بلند شد

بعد آقاي بهاء الديني ميگويد : اين كار را انجام بده .

ايشان ميگويد

من رفتم اينكار را انجام دادم حالا تو نگو آقاي بهاء الديني خودش هم نظر دارد ، نيت دارد ، يا حاجتي دارد .چون خودش مشرف نمي شود .

حالا جالب اين است كه حضار دارند به آقاي صديقي توجه مي كنند ازاعيان شخصيتي مملكت ، و هم آقاياني كه شركت كننده بودند ، ايشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را مي گويد.

گفت : من رفتم مدينه همين كار را انجام دادم ، بعد از اين رفتم مكه ديدم از بلند گو صدا ميزنند : آقاي صديقي دوباره بروند مدينه . من دوباره رفتم مدينه ، چند روزي مدينه ماندم ، وقتي برگشتم به ايران يك عمامه اي خريده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسيدم، تا سلام عليك كردم بدون اينكه حرفي بزنم ،

حاج آقا بهاء الديني فرمودند:

ميداني ثمره ذكر امسال چه بود ؟

گفتم : نه

گفت : نميداني ثمره ذكر امسال چه بود ، نگرفتي؟

گفتم : نه

فرمود : امسال ثمره ذكر شما يكي اين بود كه شما دو بار آمديد مدينه،

گفتم شما مطلعيد من دو بار امسال آمدم مدينه .

گفت : بله آنجائي كه نشسته بوديد ذكر مي گفتيد در آنجا با تو بودم.

اين نوارش دربيت آقا هست،دم در كه مي فروشند ، نوار سه سال قبل فاطميه

بعد برگشت و گفت :

ثمره دوم اينجا بود :

كه تا گفت مجلس به هم پاشيد اينقدرمردم به خودشان زدند وگريه كردند كه آقا تشريف بردند ؛ ديدند كه ديگر نمي شود جمعيت را اداره كرد .

فرمودند : ثمره دوم اين بود كه آن نيتي كه من ميخواستم ، به آن نيت رسيدم ، و آن اين بود

كه امسال مقام معظم رهبري به ديدارامام زمان نائل آمد .

 

 

چرا اقتصاد مقاومتی مهم است؟


مقام معظم رهبری در جمع کارگزاران نظام ۳/۵/۹۱در باب اهمیت اقتصاد مقاومتی فرمودند:
ما چند سال پيش «اقتصاد مقاومتى» را مطرح كرديم. همه‌ى كسانى كه ناظر مسائل گوناگون بودند، ميتوانستند حدس بزنند كه هدف دشمن، فشار اقتصادى بر كشور است. معلوم بود و طراحى‌ها نشان ميداد كه اينها ميخواهند بر روى اقتصاد كشور متمركز شوند. اقتصاد كشور ما براى آنها نقطه‌ى مهمى است. هدف دشمن اين بود كه بر روى اقتصاد متمركز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشكل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن اين است، و اين محسوس بود؛ اين را انسان ميتوانست مشاهده كند.
من سال ۸۶ در صحن مطهر على‌بن‌موسى‌الرضا (عليه الصّلاة و السّلام) در سخنرانىِ اول سال گفتم كه اينها دارند مسئله‌ى اقتصاد را پيگيرى ميكنند؛ بعد هم آدم ميتواند فرض كند كه اين شعارهاى سال حلقه‌هائى بود براى ايجاد يك منظومه‌ى كامل در زمينه‌ى مسائل اقتصاد؛ يعنى اصلاح الگوى مصرف، مسئله‌ى جلوگيرى از اسراف، مسئله‌ى همت مضاعف و كار مضاعف، مسئله‌ى جهاد اقتصادى، و امسال توليد ملى و حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى. ما اينها را به عنوان شعارهاى زودگذر مطرح نكرديم؛ اينها چيزهائى است كه ميتواند حركت عمومى كشور را در زمينه‌ى اقتصاد ساماندهى كند؛ ميتواند ما را پيش ببرد. ما بايد دنبال اين راه باشيم.

عید فطربرهمه مردم جهان مبارک

شعر های و دکلمه های زیبا به مناسبت عید فطر

مجموعه اشعار خواندنی و دکلمه های بسیار زیبا ویژه عید سعید فطر

fetr5 شعرهای عید فطر

می خواست بهانه ای که پر نور شویم
از هرچه بدی و غیر او دور شویم
یک ماه پر از فرصت برگشتن داد
یک عید فرستاد که مغفور شویم
یک ماه صدا کرد که زیبا باشیم
در هر سحر و شبی چو مولا باشیم
ماه رمضان ماه مهارت ورزی ست
باشد که همیشه مثل حالا باشیم
یک ماه بهشت بر زمین حاکم شد
یک ماه ز عصیان دلمان نادم شد
یا رب نکند دوباره مهجور شویم
یک مژده بده که وصلمان دائم شد


::
::
صبح نشاط دم زد ، فیض سحر مبارک
عیش صبوح مستان ، بر یکدگر مبارک
عید گشاد ابرو ، بربست رخت روزه
این را حضر خجسته ، آن را سفر مبارک
تیغ هلال شوال ، باز از افق علم شد
ماه صیام بشکست ، فتح و ظفر مبارک
وقت سحر موذن ، آهنگ عیش برداشت
بر گوش روزه داران ، این خوش خبر مبارک
انجام خیر دارد ، فکر شراب و ساقی
بحث فقیه و زاهد ، بر خیر و شر مبارک
طبع حکیم و صوفی ، هر کس به طالعی زد
این راست نفع میمون ، آن را ضرر مبارک
::
::
نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد
ساقی از میمنت عید دهد باده صاف
جرعه گیرید چو معشوق به خم رهبر شد
مطربا نغمه عیدانه زن و دست فراز
که ز هر پرده نغزت هله ای دیگر شد
صد کنم شکر بر این عید که از عرش رسید
صد کشم رشک که ایام صیام آخر شد
فرصتی بود که این تیره ی دل صاف شود
نعمتی بود که بر تشنه لبان کوثر شد
آتشی بود که در سردی سوزان وجود
دم گرمی شد و در مجمر دل اخگر شد
وای بر ما که از این جام نگیریم لبی
حیف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد
حالیا عید شد و رونق می افزون گشت
مستی افزون کند این باده چو پر شکر شد
::
::
خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان واین اجازه رابما دادی تاسحرها عاشقانه با تو سخن بگوئیم ودرد دلمان را با تو بگوئیم واکنون روز اول شوال را بر ما عیدگرداندی عید برعاشقان مبارکباد.
::
::
مسعود سعد سلمان :
ای خداوند عید روزه گشای
بر تو فرخنده شد چو فر همای
::
::
خواجه شمس الدین محمد حافظ :
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است

عیر فطر مبارک

عیر فطر در شعر فارسی


هزاران آفرین بر جانت ای ماه                                       

روان عاشقان قربانت ای ماه

مبارک باد ماه عشق بازان                                        

که بنشینند در ایوانت ای ماه

مبارک باد عید روزه داران                                           

نکویان جهان مهمانت ای ماه

مبارک باد شهر الله اعظم                                         

همایون طالع رخشانت ای ماه

همه مهمان سلطان وجودیم

                             خوشا بر سفره ی احسانت ای ماه

نزول دفتر عشق و صعودش                                      

شب قدر است در دورانت ای ماه

به شادروان عزت روزه داران                                        

عیان بینند قدر و شانت ای ماه

نصیب روزه داران دیدن یار                                           

در ایوان عظیم الشانت ای ماه

دو شادی روزه داران رافرستند                                     

ز لطف حضرت سبحانت ای ماه

یکی هنگام افطار اندر این دار                                                

دگر در جنت رضوانت ای ماه

مبارک باد عشق روزه داران 

                       که گفت ( الصوم لی ) در شانت ای ماه

 

دل از روزه شود آیینه ی دوست                                       

در او پیدا رخ جانانت ای ماه

سلام سید سجاد و عباد

                                  نثار طلعت رخشانت ای ماه

 

                                                                                             الهی قمشه ای

ستاد انتفاضه و قدس شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شعارهاي راهپيمايي روز قدس امسال را اعلام كرد.

ستاد انتفاضه و قدس شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شعارهاي راهپيمايي روز قدس امسال را اعلام كرد.

شعر و شعارهاي روز جهاني قدس بدين شرح است:

وحدت ما باعث شكست دشمن بُوَد/ همبستگي، موجب عزّتِ ميهن بُوَد

شكوه ايمان ما،‌ ولايت فقيه است/ سلسله جنبان ما، ولايت فقيه است

همبستگي،‌ اتّحاد، حافظ كشور بُوَد/ مسير ملّت‌ ما، مسير رهبر بُوَد

بايد كه متّحد شويم سراسر/ برابر رژيم اشغالگر

هنگام پيروزي ما مي‌رسد / آزادي قدس فرا مي‌رسد

ما بنده خدا و حق شناسيم/ از دشمنان خود نمي‌هراسيم

پايان لحظه‌هاي غمگين رسيد/ روز رهايي فلسطين رسيد

فرياد ما مثل خروش درياست/ مرگ بر آمريكا شعار دنياست

ما ملّت مسلمان، در راه دين فدائيم/ برضد صهيونيست و بر ضد آمريكاييم

با پرچم ولايت، برخيز اي دلاور/ نابودي اسرائيل، حتمي است اي برادر

امروز روز قدس و روز دين است/ تجلّي قدرت مسلمين است

امروز روز ذلّت آمريكاست/ پايان اقتدار خودكامه‌هاست

بيت‌المقدس قبله مسلمين/ رها شود از سلطه غاصبين

پيروزي مستضعفين نزديك است/ آينده مستكبرين تاريك است

اين وعده خداي عالمين است/ پيروزي موحدين تضمين است

در آخرين جمعه ماه صيام/ زنده شود دوباره ياد امام

راه امام و شهدا وحدت است/ پيروزي از رهبري امت است

با لطف حق اسلام پاينده است/ راه امام و شهدا زنده است

تونس و مصر و ليبي و هم يمن/ آزاد شد از سلطه اهريمن

بحرين هم پيروزيش تضمين است/ اين وعده خداي متقين است

اين معني صدور انقلاب است/ نقش ستمگران همه برآب است

هر نهضتي در هر كجا با هر نام/ از انقلاب ما گرفته الهام

ايران هسته‌اي بُوَد سربلند/ يارانش بي‌مثل و بي‌همانند

با اين دلاور نخبگان ممتاز/ ايران شده در همه جا سرافراز

به كوري چشم حسود بدچشم/ ايران هسته‌اي شده مهد علم

نظام سلطه نقشه‌اش برآب است / گسترش علوم پرشتاب است

اين خيزش و بيداري مسلمين/ دهد نويد فتح مستضعفين

حجاز و بحرين در انتظار است/ در انتظار محو استكبار است

شيعه مظلوم حجاز و بحرين/ احياگر نهضت سرخ حسين

سوريه چون از حاميان قدس است/ تحت فشار غاصبان قدس است

ما فاتحانه قله دانشيم/ مظهر استقامت و پوششيم

رشد شتابنده علمي ما/ مبهوت كرده همه را در دنيا

ملت آزاده ايران زمين/ خفّت و ذلّتي نمي‌پذيرد

دشمن اگر شيطنتي نمايد/ پاسخ دندان شكني بگيرد

راه امام و شهدا زنده است/ نهضت ما هميشه پاينده است

نهضت ما نهضت انتظار است/ اطاعت از رهبري اعتبار است

ايران اسلامي كه سربلند است/ به اصلِ انقلاب پايبند است

راه شهيدان ما طريق عزت ماست/ با رهبر انقلاب- همواره بيعت ماست

پيام قرآن ما وحدت مسلمين است/ آزادي فلسطين شعار مسلمين است

موضع رسمي نظام اين بُوَد/ قدس فقط آن فلسطين بُوَد

قدس دل تپنده زمين است/ حُرمت مرز و بوم مسلمين است

با اتحاد ملت فلسطين / آزاد گردد قبله‌ي مسلمين

ياد امام خميني پاينده باد/ رهبر ما خامنه‌اي زنده باد

خامنه‌اي رهبر امت ماست/ دشمن شيطان بزرگ آمريكاست

حمايت از فلسطين حمايت از امام است/ آزادي فلسطين آزادي اسلام است

اسرائيل اسرائيل جُرثومه فساد است/ اسلام با صهيونيست هميشه درجهاد است

دفاع از ولايت برگه زرين ماست/ اسرائيل اسرائيل دشمن ديرين ماست

دفاع از فلسطين باعث عزت ماست / نابودي اسرائيل خواسته ملت ماست

آمريكا اسرائيل اين آخرين پيام است / سپاه اسلاميان آماده قيام است

وحدت راه و رسم مومنان است/ وحدت خار چشم دشمنان است

ما ملّتي هميشه جاويدانيم/ در راه حق تا پاي جان مي‌مانيم

استكبار جهاني اين آخرين پيام است/ فتنه و جنگ نرمت فقط خيال خام است

اهل بصيرت پيرو رهبرند/ در راه دين هميشه روشنگرند

بيت المقدس مركز جهاد است/ پايگه عزت و اتحاد است

رژيم اشغالگر فلسطين/ بايد شود محو ز روي زمين

وحدت ما نغمه توحيد ماست/ «قُدسُ لَنا» شعار جاويد ماست

روز بزرگ قدس روز دين است/ روز قيام و فتح مسلمين است

شرط نجات قدس وحدت بُوَد/ وحدت مسلمين ضرورت بود

رژيم صهيونيستي، جرثومه فساد است/ آزادي فلسطين، مرهون اتحاد است

بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد
معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد

بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی‌زدم دم
بر بوی بهار تو از غیب دمید آمد

  

روزه، رمضان و شب قدر از جمله مفاهیم قرآنى است كه در میان اشعار حافظ خوش نشسته و چون نگینى انگشتر اشعارش را زینت بخشیده است او هم صحبتى با روزه را چون میهمانى عزیز غنیمت و رسیدن عیدش را در خور انعام دادن مى‌داند.

خواجه شمس الدین محمد معروف به حافظ شیرازی شاعر پرآوازه و غزلسرای قرن هشتم است وی در جوانی به خواندن علوم متداول آن روزگار از قبیل ادبیات عرب، تفسیر، کلام و حکمت پرداخت و در همین ایام به حفظ قرآن کریم روی آورد. از این رو حافظ در درجه از اول یک عالم علم دین است و درجه بعد یک شاعر شیرین سخن که برای بیان مطالب و مفاهیم خویش از غالب شعر که از تاثیر گذاری بیشتری برخوردار است بهره برد تا کلام خویش را با کلام وحی گره زده و جاودانه اش سازد. از این رو او را به لسان الغیب و ترجمان الاسرار ملقب ساخته اند.

شاید به استثنای مولوی و تا حدودی ناصرخسرو هیچ شاعری به اندازه حافظ با قرآن انس و الفت نداشته است.(1) و این در اکثر ابیات دیوانش متبلور است به طوری که کمتر بیتی از این دیوان را می توان سراغ داشت که به آیه، حدیث و تعالیمی از دین مبین اسلام گره نخورده باشد. با این همه او تنها حفظ و خواندن قرآن ودانستن دیگر علوم قرآنی را برای رستگار و جاودانگی کافی نمی داند و عشق را مکمل همه این علوم می داند:

عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ / قرآن زبر بخوانی در چارده روایت

چرا که بسیارند کسانی که دیم را دستاویزی برای دستیابی به مطامع خویش ساخته اند و ریا همان چیزی است که حافظ خود را ملزم به مبارزه با آن کرده است تا جایی که چون ملامتیه ننگ بدنامی را به جان خرید و عده ای او را متهم به میخوارگی کرده اند. از منظر او می خوردن و رندی کردن بهتر ازداو تزویر قرار دادن قرآن است:

حافظا می خورو رندی کن و خوش باش ولی / دام تزویر نکن چون دگران قرآن را

از این ابیات که افکار ریا ستیزانه حافظ در مقابل کسانی که دین، مذهب و قرآن را برای فریب خلق به کار بسته اند فراوان است ک هبه اختصار از آن در می گذریم.

از جمله مباحث قرآنی که در اشعار حافظ شیرین سخن خوش نشسته و چون نگینی انگشتری شعرش را زینت بخشیده است مفاهیمی چون: رمضان، روزه و شب قدر است که از جمله زیباترین ابیات در دیوان حافظ را شامل می شود. « حافظ از روزه همانند نماز غالبا به طنز و از پایان گرفتن ماه روزه به شادی یاد می کند.»(2) و این همان مبارزه منفی است که با ریاکاران و روی آوردن به روح دعا، عبادت، نیایش و به طور کلی همه اعمال دینی است.

او قدر و منزلت روزه و رمضان را می داند و به نیکی دریافته است ومی داند که از کرامت این ماه است که چشم حقیقت بین او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد یافت از این رو می گوید:

روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل / صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی

او با اشراف به تبعات و دستاوردهای این ماه هم کیشان و رندان و اهل باطن را فرامی خواند که فرصت ماه شعبان را ارج نهاده خو را برای رسیدن ایام ماه رمضان آماده کنند

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید / از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

اگر چه اندیشه عرفانی حافظ و توجه او به عوالم عرفانی او بر هیچ حافظ پژوهی پوشیده نیست اماپاردوکسی در این دست اشعار حافظ وجود دارد که توجه همگان را به خود معطوف ساخته است و حتی گاه افرادی را به اشتباه و داوری سطحی و برداشتهای زمینی از آن انداخته است. اشعار زیر از این گونه اند:

-زان می عشق کران پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی

-زان باده که در میکده عشق فروشند / ما را دو سه پیمانه بده گو رمضان باش

-ساقی بیار باده که ماه صیام رفت / در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم / عمری که بی حضور صراحی به جام رفت

-گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست / از می کنند روزه گشا طالبان یار

تقریبا در همه ابیاتی که حافظ از روزه و رمضان سخنی به میان آورده آن را با زهدفروشی و می همراه کرده است. آنچه مسلم است می از جمله مفاهیم بحث برانگیز در اشعار حافظ است که بسیار در مورد آن سخن گفته اند: « این حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفته اند که دو باده در حافظ داریم انگوری و عرفانی یا دو معشوق در دیوان مطرح و مخاطب است زمینی انسانی و آسمانی عرفانی نگارنده به نوع سومی از می و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است که بیشترینه اشعار حافظ در این زمینه سوم است و آن همانا می و معشوق ادبی و کنایی است.»(3)

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست / می ز خمخانه به جوش آمده می باید خواست

توبه زهد فروشان گران جان بگذشت / وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

با توجه با بیت دوم این غزل به نیکی پیداست که این می در مقابل زهد فروشی های مسلمانان ظاهری که دین را حربه ای برای خود قرار داده اند مطرح شد و منظور التفاط به روح و حقیقت روزه و روزه داری است چرا که او نیک می داند که ریا از منفورترین گناهان در پیشگاه خداوند است و انسان باید همه ایام و لحظات را غنیمت بداند نه تنها ماه مقرر شده رمضان و یا در پیش چشمان خلق! این مفهوم در این غزل به روشنی تکرار شده است:

بیا ترک فلک خوان روزه غارت کرد / هلال عید به دو قدح اسارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آنکس برد / که خاک میکده عشق را زیارت کرد

از سویی عشق اصل اندیشه حافظ را تشکیل می دهد و در بر خورد شاعر با ماه رمضان و روزه و حتی حج نیز همان نقش همیشگی خود را ایفا می کند و معیار سنجش پیپده ها در شعر او قرار می گیرد پیشتر از خواجه شنیدیم که در زیر گنبد کبود هیچ صدایی خوشتر از صدای عشق نیست و هر انسانی که هنر عشق ورزیدن نیاموخته باشد، به فتوای شاعر جسد متحرکی بیش نیست و می توان بر جنازه وی نماز کرد. حافظ پا را از این مرحله نیزفراتر نهاده و یگانه فریاد رس انسان را عشق دانسته است.(4)مفهوم شعر فوق به مضمونی دیگر در شعر حافظ تکرار شده است و او چون ترجیح بندی دائم در پی تکرار و القای عشق الهی است:

عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ / قرآن زبر بخوانی در چارده روایت

او –که عموما همه تعابیر مربوط به روزه را با طنز مخصوص خود در مقابل ریاکاران بکار برده- جز یک مورد از چهار مورد تکرار شب قدر در اشعارش، در بقیه موارد از آن به تجلیل و احترام یاد کرده چرا که خود را را مدیون و مرهون چنین شبی می داند:

-چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر کزین تازه براتم دادند

-در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن / سر خوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

-شب قدری است و طی شد نامه هجر / سلام فیه حتی مطلع الفجر

-آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است / یارب این تاثیر دولت از کدامین کوکب است


منابع:

1-حافظ نامه، بهاءالدین خرمشاهی،ج1،ص537

2-ذهن و زبان حافظ، بهاءالدین خرمشاهی،ص51

3-تاثیر قرآن وحدیث در ادبیات فارسی، علی اصغر حلبی،ص198

4-شولای رمضان بر جان و زبان حافظ، محمد قراگوزلو، روزنامه